گنجور

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۶۹

 

ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیستدر خاطرت سواری طرز نگاه کیست
خوش پر فرح زمینی و خرم گذرگهیستآنجا که جلوه می‌کند و جلوه گاه کیست
سر کرد ناز و فتنه و عالم فرو گرفتشاه کدام عرصه گذشت این سپاه کیست
خوش کشوری که او علم داد می‌زندای من گدای کشور او پادشاه کیست
وحشی نهفته نیست که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۸

 

این آهوی رمیده ز مردم، نگاه کیست؟
این فتنه پیشخدمت چشم سیاه کیست؟
با شمع آفتاب چه می جوید آسمان؟
شب تا به روز، دیده اجم به راه کیست؟
در آتش است نعل مه نو ز آفتاب
تا نعل آفتاب در آتش ز ماه کیست؟
بیش است از پیاله خورشید، این شراب
مستانه جلوه های فلک از نگاه کیست؟
تخم امید، روی زمین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۸۰

 

بازم نشسته تا مژه در دل نگاه کیست
روزم سیاه‌کرده چشم سیاه کیست
با آنکه صرف شد همه عمرم در انتظار
آگه نیم هنوز که چشمم به راه کیست
دل‌دادن و سخن‌نشنیدن گناه من
دل‌بردن و نگاه‌نکردن گناه کیست
جرم مرا امید به رحمت حواله کرد
در حیرتم که دیده نر عذرخواه کیست
داند کسی که دیده کله کج نهادنت
گل غرق خون ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی