گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «ریرا»

 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱

 

ای خواجه چه تفضیل بود جانوری را

کو هیچ به از خود نشناسد دگری را

گر به ز خودت هیچ بهی را تو نبینی

پس چون که ندانی بتر از خود بتری را

پس غافلی از مذهب رندان خرابات

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰

 

کاش آن صنم آماده شدی جلوه‌گری را

در پرده نشاندی صنم کاشغری را

گر جعد تو مویی فکند بر سر آتش

احضار کند روح هوا فوج پری را

از منظر خورشید تو گر پرده برافتد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷

 

ای شوخ، مکش عاشق خونین جگری را

شوخی مکن، انگار که کشتی دگری را

خواهی که ز هر سو نظری سوی تو باشد

زنهار! مرنجان دل صاحب نظری را

زین پیر فلک هیچ کسی یاد ندارد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۶

 

فانوس حجاب است چراغ سحری را

دامن به میان بر زده باید سفری را

در دامن منزل نبود بیم ز رهزن

همراه چه حاجت سفر بی خبری را؟

دریاب اگر اهل دلی، پیشتر از صبح

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۱

 

ای کرده نهان شرم جمال تو پری را

روی تو خجل ساخته گلبرگ طری را

بی تو به چمن ریختم از دیده بسی خون

این است سبب سرخی بید طبری را

عالم همه در هم شد ازان روز که دادند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۵

 

آموخت چو اشکم روش ره سپری را

بستم به میان توشهٔ خونین جگری را

درکوچهٔ دنیا گذر افتاده گذشتم

پروای نشستن نبود رهگذری را

در محکمهٔ شرع بصیرت، به گدایی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی