گنجور

اشعار مشابه

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۶

 

بیرون ز جهان و جان یکی دایهٔ ماست

دانستن او نه درخور پایهٔ ماست

در معرفتش همین قدر دانم

ما سایه اوئیم و جهان سایه ماست


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن » شمارهٔ ۱۳

 

بر لوحِ دلت نقشِ دو عالم رقم است

رو لوح بشوی و ز ناحق دودم است

ور با عدمت برَند اصلت عدم است

انگار نزادهای بمیر این چه غم است


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

حکیم نزاری » رباعیات » شمارهٔ ۱۸

 

بی خویشتنم و دیش یگانه ی ماست

فریاد ز دست آنک هم خانه ی ماست

من مجنونم در طلب و او لیلی

پس عقل و دین رتبه دیوانه ماست


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

قائم مقام فراهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴

 

در کشور ری که رشگ باغ ارم است

شعر از چه زیادست و شعیر از چه کم است؟

این شهر ری و عروس ملک عجم است

یا آفت دینار و بلای درم است؟


متن کامل شعر را ببینید ...

قائم مقام فراهانی
 

کلیم » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۰

 

از باده گذشتیم بپاکان قسم است

شستیم ز جام دست اگر جام جم است

توفیق ثبات هم خدا خواهد داد

آری تاریخ (هم ثبات قدم) است


متن کامل شعر را ببینید ...

کلیم
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة » شمارهٔ ۴۰

 

لطف تو و قهر تو همیشه به هم است

لکن چو ضعیفیم به جان در ستم است

ای آنکه ز هیچ هر چه خواهی بکنی

با من همه آن کن که طریق کرم است


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید » شمارهٔ ۲۰۰

 

هر دل که درو مایهٔ تجرید کم است

بیهوده همه عمر ندیم ندم است

جز خاطر فارغ که نشاطی دارد

دیگر همه هرچ هست اسباب غم است


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات » شمارهٔ ۱۱۱

 

عالم همه محنت است و ایّام غم است

گردون همه آفت است و گیتی ستم است

فی الجمله چو در کار جهان می نگرم

آسوده کسی نیست وگر هست کم است


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۶

 

بر هرچه نگاه کردم اسباب غم است

چیزی که ازو دلم شود شاد، کم است

ما را به وصال او چه جای شادی ست

در کشتن شمع، صبح تیغ دو دم است


متن کامل شعر را ببینید ...

سلیم تهرانی
 

جویای تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۵

 

ای خواجه که بسیار خوری چون تو کم است

بطنت چو دهل ز پای تا سرورم است

در سیری از گرسنگی می نالد

هر آرغ تو نالهٔ درد شکم است


متن کامل شعر را ببینید ...

جویای تبریزی
 

جویای تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۶

 

نواب کزو رواج جود و کرم است

سرهای سران پیش بزرگیش خم است

در سایهٔ عدلش همه را آرام است

جز من که مرا دوری از آن در ستم است


متن کامل شعر را ببینید ...

جویای تبریزی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۹

 

گیرم که مرا هر سر مو یک قلم است

گر شرح غمت نویسم این نیز کم است

بس دم نزم که بر دل روشن تو

حاجت سخن نیست که دل جام جم است


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۵

 

شهدی همه نیش است و در او نوش کم است

بگذار که با وجود هستی عدم است

شهدی که تو چون مگس بر او شیفته یی

چون نیک در او فرو روی زهر غم است


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

فرخی یزدی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۷

 

مظلوم کشی طریقه محتشم است

قانون شکنی پیشه اهل ستم است

هر سر که به احترام قانون خم شد

در مسلک ارباب قلم محترم است


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی یزدی
 

فرخی یزدی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۸

 

طوفان که ز راستی به عالم علم است

ویرانه کن بنای جور و ستم است

محبوب از آن بود که حق یا باطل

در مسلک خود همیشه ثابت قدم است


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی یزدی
 

فرخی یزدی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۹

 

در کشور ما که مهد اندوه و غم است

در آن دل و جان شاد بسیار کم است

از همقدمان خود عقب خواهد ماند

هر کس که درین زمانه ثابت قدم است


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی یزدی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۲۸

 

انجام وجود اهل عالم عدم است

پایان سرور و راحت و ذوق غم است

بسیار مکش در طلب راحت رنج

کین جنس بسی عزیز و بسیار کم است


متن کامل شعر را ببینید ...

فضولی بغدادی
 

مجد همگر » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۸

 

دریای سرشک دیده پرنم ماست

وان بدر که بر کوه نتابد دل ماست

در حسرت همدمم بشد عمر عزیز

ما در غم همدمیم و غم همدم ماست


متن کامل شعر را ببینید ...

مجد همگر
 

مجد همگر » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۹

 

گفته ست یکی حکیم کامل حکم است

راحت ز جهان مجوی کاندر عدم است

هر چیز که عین راحتش می دانی

آن راحت محض نیست دفع الم است


متن کامل شعر را ببینید ...

مجد همگر