گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «انی» - صفحهٔ ۱

 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵

 

گر دست دهد ز مغز گندم نانی

وز می دو منی ز گوسفندی رانی

با لاله رخی و گوشه بستانی

عیشی بود آن نه حد هر سلطانی


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام نیشابوری
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۷۹

 

اسرار شنو ز طوطی ربانی

طوطی بچه‌ای زبان طوطی دانی

در مرغ و قفس خیره چرا میمانی

بشکن قفس ای مرغ کز آن مرغانی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۹۵

 

ای آنکه ز حال بندگان میدانی

چشمی و چراغ در شب ظلمانی

باز دل ما را که تو میپرانی

آخر تو ندانی که تواش میخوانی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۰۳

 

ای ابر که تو جهان خورشیدانی

کاری مقلوب می‌کنی نادانی

از ظلم تو بر ماست جهان ظلمانی

بس گریه نصیب ماست تا گریانی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۳۴

 

ای دوست به حق آنکه جان را جانی

چون نامهٔ من رسد به تو برخوانی

از بوالعجبی نامهٔ من ندرانی

چون حال دل خراب من میدانی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۹۷

 

پران باشی چو در صف یارانی

پری باشی سقط چو بی ایشانی

تا پرانی تو حاکمی بر سر آن

چون پر گشتی ز باد سرگردانی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۱۵

 

تا در طلب گوهر کانی کانی

تا در هوس لقمهٔ نانی نانی

این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی

هر چیزی که در جستن آنی آنی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۲۱

 

تو دوش چه خواب دیده‌ای می‌دانی

نی دانش آن نیست بدین آسانی

در دست و تن تو کاله پنهان کرده است

ای شحنه چراش زو نمی‌رنجانی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۴۳

 

حاشا که به ماه گویمت میمانی

یا چون قد تو سرو بود بستانی

مه را لب لعل شکرافشان ز کجاست

در سرو کجاست جنبش روحانی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۵۶

 

در خاک اگر رفت تن بیجانی

جان بر فلک افرازد و شاذروانی

در خاک بنفشه‌ای بپایید و برست

چون برندهد سرو چنان بستانی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۰۲

 

عالم سبز است و هر طرف بستانی

از عکس جمال گل‌رخی خندانی

هر سو گهریست مشتعل از کانی

هر سو جانیست متصل با جانی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۳۳

 

گر یک ورق از کتاب ما برخوانی

حیران ابد شوی زهی حیرانی

گر یک نفسی به درس دل بنشینی

استادان را به درس خود بنشانی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۸۷

 

هر لحظه مها پیش خودم می‌خوانی

احوال همی پرسی و خود می‌دانی

تو سرو روانی و سخن پیش تو باد

می‌گویم و سر به خیره می‌جنبانی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۸

 

ای شمع ترا نگفتم از نادانی

از شهد جدا مشو که اندر مانی

تا لاجرم اکنون تو و بی فرمانی

گریانی و سر بریده و سوزانی


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۹

 

ای آنکه مرا به جای عقل و جانی

با لذت علم و قوت و ایمانی

از دوستی تو زنده گردد دانی

گر نام تو بر خاک سنایی خوانی


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

وحشی » گزیده اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۵

 

گر با تو گهی نظر کنم پنهانی

لازم نبود که طبع خود رنجانی

من بودم و دیدنی چو این هم منع است

آن نیز به یاران دگر ارزانی


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی » گزیده اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶

 

ای درگه تو عید گه روحانی

در تهنیتت هم انسی و هم جانی

از لطف تو عیدیی طمع دارم لیک

ترسم که توام طفل طبیعت خوانی


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۶

 

ای زلف بتم عقرب مه جولانی

جادو صفتی گرچه به ثعبان مانی

آخر نه بهشت حسن را رضوانی

دوزخ چه نهی در جگر خاقانی


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۷۰

 

شوخی صنمی خوشی کشی خندانی

طوطی سخنی و عندلیب الحانی

چون برده دلم به لابه و دستانی

لابد پس دل روم چو سرگردانی


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۷۸

 

هستی که عیان نیست روان در شانی

در شان دگر جلوه کند هر آنی

این نکته بجو ز کل یوم فی شان

گر بایدت از کلام حق برهانی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

[۱] [۲] [۳]