گنجور

اشعار مشابه

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶۱

 

در خون دلم رسید فتوی

از جمله مفتیان معنی

با خلق بگو که دور باشید

از زرق من و فسوس دعوی

با دل گفتم چنین خوش استت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۳

 

بی عشق مباش یک زمانی

کز عشق نکرد کس زیانی

آن آن دارد که عشق دارد

بی عشق کسی ندارد آبی

گر دست دهد ز ساقی ما

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۷

 

بی درد دلی دوا نیابی

بی رنج تنی شفا نیابی

در عین فنا بقا توان یافت

ناگشته فنا بقا نیابی

تا ترک خودی خود نگوئی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۹

 

هر مرده که شد به جام می حی

باشد جاوید زنده از وی

ساقی قدحی شراب پر کن

از بهر خدا بده پیاپی

گوئی که ز باده توبه کردی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۰

 

عالم جامست و فیض او می

بی او همه عالم است لاشی

او را نبود ظهور بی ما

ما را نبود وجود بی وی

ای عقل تو زاهدی و ما رند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۶۴

 

ظاهر جامیم و باطناً می

این یک مائیم و آن دگر وی

چون ظاهر و باطنت یکی شد

نه جام و نه می بماند هی هی


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۰۶

 

ای عشق تو داده روح را می

مستان تو از تو دور تا کی

عشق تو شعار ماست در دین

روی تو بهار ماست در دی

خورشید رخی و یک جهان خلق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۹

 

ای باد صبا خبر چه داری؟

از زلف بتم اثر چه داری؟

از غمزۀ او دلم جدانیست

زان بیماران خبر چه داری؟

گر مردم چشم من نیی تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۶

 

می‌آمد و خلق شهر در پی

وز شرم روان ز عارضش خوی

دزدیده به سوی من نظر کرد

کز دوست مباش بی‌خبر هی

در حال و ان یکاد برخواند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۷

 

داریم بر تو احترامی

دیدیم جواب از سلامی

گر باده سبو سبو نباشد

دریاب مرا به نیم جانی

ناکامی دهر قسمت ماست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اسیر شهرستانی