گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «ستما»

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳

 

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما

فرمای خدمتی که برآید ز دست ما

برخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانک

هر جا که هست بی تو نباشد نشست ما

با چون خودی درافکن اگر پنجه می‌کنی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷

 

می چون سبو کشید، لب می پرست ما

در کارگاه سعی، نجنبید دست ما

ما کرده ایم دانه ی دل در زمین عشق

از آسیای چرخ نیاید شکست ما

امروز، زاهد از لب ما بوی می شنید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۳

 

بستی برشته سر مو پای و دست ما

گوئی برو که با تو نزیبد نشست ما

بازوی زهد پنجه عشق تو بر نتافت

برکوب طبل حسن که برگشت شست ما

این تیغ وین سپر که نیابد بهمسری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

وحدت کرمانشاهی » غزلیات » شمارهٔ ۸

 

از باده مست گشت بت می‌پرست ما

آمد چه خوب فرصت وصلش به دست ما

ما بر امور انفس و آفاق قادریم

لیکن قضاست مسئله پای‌بست ما

هر پنجه‌ای به پنجه ما ناورد شکست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحدت کرمانشاهی