رفت اختیار ما به نگاهی ز دست ما
افتاد در کف دل دلبر پرست ما
آنجا که یار بر سر ناز و تکبر است
جز عجز و مسکنت چه برآید ز دست ما
تا بی دریغ از سر جان برنخواستیم
کی دست داد در بر جانان نشست ما
هستیم و نیستیم عجب طرفه حالتیست
نی نیستی ماست مسلم نه هست ما
ما عرشی و بفرش گرفتار رنگ و بوی
بنگر مقام عالی و آمال پست ما
تا نشکنیم خود نشود کار ما درست
پنهان بود درستی ما در شکست ما
نازم بآنکه بر دل ما وانمود کرد
کیفیت تعهد روز الست ما
ساقی بیار آن می جان پروری کز آن
ما مست حق شویم و جهان جمله مست ما
گر پای بست عشق شود جان ما صغیر
ذرات ممکنات شود پای بست ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالاتی از عشق و وابستگی به معشوق میپردازد. شاعر به عجز و ناتوانی خود در برابر زیبایی و ناز معشوق اشاره میکند و میگوید که در این وضعیت، اختیارش از دستش رفته است. او بر این نکته تأکید میکند که همزمان هم هست و هم نیست و این حالت پارادوکسیکال وجودش را توصیف میکند. شاعر همچنین به چگونگی رسیدن به حقیقت و درست بودن از طریق شکست در Ego و خودپرستی اشاره میکند. در نهایت، از ساقی میخواهد که می جانپرور بیاورد تا همگان تحت تأثیر عشق الهی قرار گیرند و به شهر عشق بپیوندند.
هوش مصنوعی: با یک نگاه، اختیار و کنترل ما از دست رفت و حالا دل ما در دستان محبوبی است که او را دوست داریم.
هوش مصنوعی: در جایی که محبوب با ناز و خودپسندی رفتار میکند، از ما جز ناتوانی و ذلت چیز دیگری برنمیآید.
هوش مصنوعی: تا زمانی که بیپروا از جان خودمان دفاع نکردیم، چگونه میشود که با عشق به معشوق نشستیم و دست در دست او دادیم؟
هوش مصنوعی: ما وجود داریم و در عین حال وجود نداریم، این وضعیت عجیبی است. نیستی ما کاملا واضح است، اما وجود ما مشخص نیست.
هوش مصنوعی: ما از جایگاه بلندی برخورداریم، اما در دنیای مادی گرفتار زیباییها و جذابیتهای آن هستیم. به عظمت مقامهای بلند و آمال و خواستههای پایین ما توجه کن.
هوش مصنوعی: برای اینکه کارمان به درستی پیش برود، گاهی لازم است که خود را بشکنیم و از غرور و توهمات خود عبور کنیم. واقعیت این است که در پس این شکستها، حقیقت وجودی ما نهفته است.
هوش مصنوعی: من به آن شخص افتخار میکنم که حالتی را بر دل ما نشان داد که نشاندهنده وفاداری و پیمان ما در روز الست است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، آن شراب جانپرور را بیاور که به کمک آن ما مست حقیقت شویم و همهی جهان نیز تحت تأثیر ما قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر عشق بر ما تسلط یابد، روح ما همچون کودک لطیف خواهد شد و تمام ذرات جهان به تسخیر ما در خواهند آمد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما
فرمای خدمتی که برآید ز دست ما
برخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانک
هر جا که هست بیتو نباشد نشست ما
با چون خودی درافکن اگر پنجه میکنی
[...]
ما می پرست یار و جهان می پرست ما
مامست عشق و کون ومکان بوده مست ما
جنب وجودم از می توحید حق پرست
زاهد مکن بسنگ ملامت شکست ما
در ملک عشق منصب ما بین چو شد بلند
[...]
در زیر بار مهره گل نیست دست ما
ز اشک تاک سبحه کند می پرست ما
نه گوشه کلاه و نه زلف و نه توبه ایم
خوبان چه بسته اند کمر در شکست ما؟
از بس که دید رو، ز لب می پرست ما
ساغر برون نرفت چو نرگس ز دست ما
چون گل، حریف بستن دستار نیستیم
دستار بسته ای مگر افتد به دست ما
ما را چونی به بند تن خویش بسته اند
[...]
لبریزِ شکوه شد دل حسرتپرست ما
کو طرف دامنی که بیفتد به دست ما!
آزار ما روا نبود بیش ازین دگر
رنگ شکستهایم چه حاصل شکست ما!
دست دعا برای تو داریم بر سپهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.