گنجور

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۶۹ - نیز در ستایش اتسز

 

شاهی، که قدر او ز ثریا نشان دهد

درگاه او ز گنبد جافی امان دهد

خوارزم شاه عالم و عادل، که خاک را

سم سمند او شرف آسمان دهد

آن شاه شیر دل ، ملک اتسز که عون او

[...]

وطواط
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۷ - در شکایت از روزگار

 

طبع سگی چو هر کسی از تو نشان دهد

گردون چرا نواله بمن استخوان دهد

میکن تو این سگی که مرا نیز صبر هست

تا روزگار مالش تو قلتبان دهد

بد کن که کار تو ز بدی بد شود همی

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۶

 

گر دلبرم به یک شکر از لب زبان دهد

مرغ دلم ز شوق به شکرانه جان دهد

می‌ندهد او به جان گرانمایه بوسه‌ای

پنداشتی که بوسه چنین رایگان دهد‌؟

چون کس نیافت از دهن تنگ او خبر

[...]

عطار
 

ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۳۱

 

شرح غم تو لذت شادی به جان دهد

شکر لب تو طعم شکر وادهان دهد

طاوس جان به جلوه درآید زخرمی

گر طوطی لبت به حدیثی زبان دهد

شمعی ست چهره تو که هر شب ز نور خویش

[...]

ظهیر فاریابی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - در مدح سلطان اویس

 

باد سحرگهی به هوای تو جان دهد

آب حیات را، لب لعلت نشان دهد

در بوستان به یاد دهن تو غنچه را

هر دم هزار بوسه صبا بر دهان دهد

ز انسان که عکس ماه دهد حسن روی گل

[...]

سلمان ساوجی
 

میلی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۹ - در مدح سلطان‌حسین‌میرزا

 

خوش آنکه جان به خاک در دلستان دهد

بر آستان نهد سر تسلیم و جان دهد

دوران کمین‌نشین اجل را به گاه صید

از زلف او کمند و ز ابرو کمان دهد

باید گریست بر دل زاری که از اجل

[...]

میلی
 

حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۲۳ - در مدح حضرت علی بن ابی طالب (ع)

 

چون شست غمزهٔ تو گشاد کمان دهد

صیدافکنی خدنگ قضا را نشان دهد

شهد از حدیث تلخ تو شیرین دهان برد

لب گر دهد خدا، لب شکرفشان دهد

لطفت میان معجز و سحر امتزاج داد

[...]

حزین لاهیجی
 

نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۳۸

 

چشمت چو تیر غمزه گشاد از کمان دهد

از زنده جان ستاند و بر مرده جان دهد

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » لآلی منظومه » بخش ۲ - در مراثی مولی الکونین حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام فرماید

 

ثاراللهی که سرّ اناالحق نشان دهد

دنیا نگر که در دل خونش مکان دهد

وانسرکه سرّ نقطۀ طغرای بسمله است

کورانه جاش بر سر میم سنان دهد

عیسی دمیکه جسم جهانرا حیات ازوست

[...]

نیر تبریزی
 

صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۲

 

کس نیست تا نشان بمن از آن دهان دهد

آری ز هیچکس نتواند نشان دهد

این غم کجا برم که مرا جان بلب رسید

از حسرت لبی که بهر مرده جان دهد

قدش به جلوه شور قیامت بپا کند

[...]

صغیر اصفهانی