گنجور

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۲ - خطاب به شمشیر پادشاه

 

ای تیغ شاه موسم کارست کار کن

وز خون کنار خاک چو دریا کنار کن

چون نام شهریار کن ایام شهریار

یک سر زمانه بر اثر شهریار کن

از بهر عون و نصرت دین حیدرست شاه

[...]

مسعود سعد سلمان
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۶۳ - د رمدح اتسز

 

جانا ، طریق مهر و وفا اختیار کن

با ما بکوی مهر و وفا روزگار کن

بی تو ز اسب شادی و رامش پیاده ایم

ما را بر اسب شادی و رامش سوار کن

ای بی قرار کرده دل من چو ذلف خویش

[...]

وطواط
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۲ - زاغان و بومان

 

چون باد، خیز و آتش پیگار برافروز

چون ابر، و روز ظفر بی غبار کن

نصرالله منشی
 

ادیب صابر » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۲

 

وقت بهار نو صفت نو بهار کن

خانه ز گل چو بتکده قندهار کن

پی بانگار خوش طرب اندر بهار نه

می با نگار خوش طرب اندر بهار کن

مرغ هزار بانگ برآرد به شاخ گل

[...]

ادیب صابر
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۹۶

 

وصلست و هجر، آنچه بهست اختیار کن

دانی که وقت می گذرد عزم کار کن

اول چو چرخ گرد زمین و زمان برآی

وآنگه چو قطب گرد خود آخر مدار کن

گیتی شکارگاه سعادت نهاده اند

[...]

سیف فرغانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۷۶

 

ساقی دمید صبح، علاج خمار کن

خورشید را ز پرده شب آشکار کن

رنگ شکسته می شکند شیشه در جگر

از می خزان چهره ما را بهار کن

فیض صبوح پا به رکاب است، زینهار

[...]

صائب تبریزی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۵۹

 

از اشک لاله رنگ گلی در کنار کن

شاخ خزان رسیدهٔ خود را بهار کن

مگذار رزق خاک شود مشت خون من

ای شوخ سرگران، کف پایی نگار کن

از ساغر کرام نصیبی ست خاک را

[...]

حزین لاهیجی
 

صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۱ - در مدح امیر البرره و قاتل الکفره علی علیه‌السلام

 

گلرا بپیش روی خود از جلوه خوارکن

در چشم خلق خوارتر آنرا ز خار کن

صغیر اصفهانی