گنجور

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۳۷

 

هزار مدح شکر طعم وصف تو گفتمکزو نگشت مرا تازه یک صبوح فتوح
برادرم که دو تن تاک را نهد نیروهمی گسسته نگردد غبوق او ز صبوح
درست شد که دو تن تاک به ز صد ممدوحیقین شدم که دو ممدوح به ز صد ممدوح


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵

 

حیات بخش بود باده خاصه وقت صبوحکه راح را بود آندم خواص جوهر روح
فکنده مرغ صراحی خروش در مجلسچو بلبلان سحر در چمن بوقت صبوح
مباش بی لب یاقوت و جام یاقوتیکه نیست بی می و معشوق در زمانه فتوح
مرا چو توبه گنه بود توبه کردم از آنکه گر نکرد گناه از چه توبه کرد نصوح
نوشته‌اند […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

کسایی » دیوان اشعار » جنازهٔ دوست

 

جنازهٔ تو ندانم کدام حادثه بود
که دیده ها همه مصقول کرد و رخ مجروح
از آب دیده چو طوفان نوح شد همه مرو
جنازهٔ تو بر آن آب همچو کشتی نوح


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۴

 

ترا که صحبت اهل دلی نکرده فتوح
بقای خضر چه دانی چه بود و کشتی نوح
شود چو چشمه خورشید نور بخش دلت
گرت ز جام صفا می دهند وقت صبوح
چو راح در سرت افتد به راه عقل مرو
که راح آفت عقل آمده ست و راحت روح
خوش است مستی و رندی بیا و می در ده
که ما ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری