گنجور

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰

 

غلام حلقه به گوش تو زار باز آمدخوشی درو بنگر، کز ره دراز آمد
به لطف، کار دل مستمند خسته بسازکه خستگان را لطف تو در کارساز آمد
چه باشد ار بنوازی نیازمندی را؟که با خیال رخت دم به دم به راز آمد
چه کرده‌ام که ز درگاه وصل جان افزانصیب خسته دلم هجر جانگداز آمد؟
بر آستان درت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

ملک‌الشعرای بهار » غزلیات » شمارهٔ ۵۳

 

نسیم صبحدم ازکوهپایه باز آمد
درخت سرو ز شادی به اهتزاز آمد
بیاکه طرهٔ سنبل زشوق گشت پریش
بیا که دیدهٔ نرگس به راه باز آمد
به یاد حضرت زردشت جام باده بنومن
که جشن حضرت جمشید جم فراز آمد
تو ناز می کن‌ و دل‌ می‌شکاف‌ و رخ می‌تاب
که پیش ناز توام نوبت نیاز آمد
ببین که از در فرغانه می‌وزد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار