گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «ارمیگذرد»

 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰

 

بیا بیا، که نسیم بهار می‌گذرد

بیا، که گل ز رخت شرمسار می‌گذرد

بیا، که وقت بهار است و موسم شادی

مدار منتظرم، وقت کار می‌گذرد

ز راه لطف به صحرا خرام یک نفسی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱

 

بیا، که عمر من خاکسار می‌گذرد

مدار منتظرم، روزگار می‌گذرد

بیا، که جان من از آرزوی دیدارت

به لب رسید و غم دل فگار می‌گذرد

بیا، به لطف ز جان به لب رسیده بپرس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶۳

 

مرا به زخم زبان روزگار می گذرد

مدار آبله من به خار می گذرد

به اعتبار عزیز جهان شدن سهل است

عزیز اوست که از اعتبار می گذرد

به آب و رنگ جهان هرکه چشم کرد سیاه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶۴

 

صباح مستی و شام خمار می گذرد

خوشی و ناخوشی روزگار می گذرد

اگر ز شش جهت آیینه پیش رو دارم

ز هفت پرده چشمم غبار می گذرد

بیا که جوش گل بوسه است روی ترا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۶

 

در این دو هفته که با گل مدار می گذرد

پیاله گیر که ابر بهار می گذرد

به این خوشم که شب هجر، تیره روزان را

به یاد صبح بناگوش یار می گذرد

به حیرت از روش چشم می پرست توام

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی