گنجور

اشعار مشابه

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۰۷

 

کرشمه‌های سر زلف در بنا گوشش

حدیث درد دلم ره نداد در گوشش

اگر زخامه کج افتاد نقش ما چه کنیم

چگونه عیب توانیم کرد بر نقاش؟


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶ - درستایش شاهزاده رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه گوید

 

نگار من‌که بود جایگاه در جانش

عقیق را به جگر خون‌کند دو مرجانش

نشیب مشک ختن راغ راغ نسرینش

فراز برگ سمن باغ باغ ریحانش

نشان سیاهی خال از دل ‌گنهکارش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۸۱

 

فرشته می ننویسد گناه دم به دمش

که از تحیر آن رو نمی رود قلمش

نه حد دیدن خلق است روی تو، مگر آنک

قضا به قدر دو یوسف دهد جمال کمش

اگر به باغ روم دل بگیردم در دم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۶۳۷

 

کسی که دل طرف زلف یار میکشدش

اگر فکند در آن حلقه دست می رسدش

رخ تو سوخت به خط جان و دودها برخاست

دگر ز خال معنبر چه داغ مینهدش

کمند موی تو افتاده در قفا چه نکوست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی