گنجور

حافظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - قصیدهٔ در مدح شاه شیخ ابواسحاق

 

سپیده‌دم که صبا بوی لطف جان گیرد

چمن ز لطف هوا نکته برجنان گیرد

هوا ز نکهت گل در چمن تتق بندد

افق ز عکس شفق رنگ گلستان گیرد

نوای چنگ بدانسان زند صلای صبوح

[...]

حافظ شیرازی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹۳

 

عنان آه چسان جسم ناتوان گیرد؟

چگونه مشت خسی برق را عنان گیرد؟

به آه داشتم امیدها، ندانستم

که این فلک زده هم رنگ آسمان گیرد

چه احتیاج کمندست در شکار ترا؟

[...]

صائب تبریزی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۷

 

بهار شد که چمن جام ارغوان گیرد

ز جوش سبزه زمین رنگ آسمان گیرد

به طرف باغ بساط زمردی فکنند

ز لاله برهمن خاک، طیلسان گیرد

به دوش نامیه دیبای بهمنی فکنند

[...]

حزین لاهیجی
 

صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۶

 

چو ترک چشم تو ز ابروی خود کمان گیرد

بگو به تیر نخستین مرا نشان گیرد

فریب عشق به حرب بتی کشید مرا

که از رخش سپر از قامتش سنان گیرد

سپاه شاه که شهری به چار مه نگرفت

[...]

صفایی جندقی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » سایر اشعار » شمارهٔ ۲ - قصیده در مدح و میلاد ولی الله الاعظم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

 

مگر نسیم به زلف تو شب مکان گیرد

که بامداد جهان را به مشک بان گیرد

ز قیرگون سر زلف تو یافت بس تو قیر

که قیروان سپهش تا به قیروان گیرد

اگر که ابرو، و مژگان به قوس بنمائی

[...]

حاجب شیرازی
 

عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزل‌ها » شمارهٔ ۷۶ - باز یاد از کلنل محمد تقی خان

 

برای اینکه مگر از تو دل نشان گیرد

ز هر کنار گریبان این و آن گیرد

اگرچه راه بسوی تو کاروان را نیست

دل از هوس چو جرس راه کاروان گیرد

کجاست چون تو کز اشراف شهر تا برسد

[...]

عارف قزوینی