گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰

 

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم

بهار توبه شکن می‌رسد چه چاره کنم

سخن درست بگویم نمی‌توانم دید

که می خورند حریفان و من نظاره کنم

چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه

[...]

حافظ شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۰۹

 

نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم

دلم دست بخواهد شدن چه چاره کنم

ز دل بتنگ چنانم که خواهمش آرم

ز چاکسینه یرون و هزار پاره کنم

نماند تاب غمم نیست چاره یی زان به

[...]

اهلی شیرازی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶

 

دلم ز دست شد، از دست دل چه چاره کنم؟

اگر بدست من افتد، هزار پاره کنم

خوشست بزم تو، لیکن کجاست طاقت آن

که در میان رقیبان ترا نظاره کنم؟

مگو: کناره کن از من، که جان ز کف ندهی

[...]

هلالی جغتایی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۵۱

 

اگر به روی تو بار دگر نظاره کنم

چو صبح زندگی خویش را دوباره کنم

مرا به سوی تو بال و پر دگر گردد

ز اشتیاق تو هر جامه ای که پاره کنم

مرا نگاه تو کرده است آنچنان وحشی

[...]

صائب تبریزی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۶۵۹

 

خوش آنکه خرقهٔ ناموس و ننگ پاره کنم

به جان غلامی رند شراب خواره کنم

حصاریم غم دنیا و آخرت دارد

ازین میانه به مستی مگر کناره کنم

ز شیشه غیرت خورشید و ماه را ساقی

[...]

حزین لاهیجی
 

سعیدا » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۹۲

 

به یاد روی تو خورشید را نظاره کنم

خیال چشم تو را روز و شب چه چاره کنم

چو بحر و گوهر یکدانه گر به کف آیی

تو را کشم به میان، خویش را کناره کنم

گذارم آن قدر ای چرخ، داغ بر سر داغ

[...]

سعیدا
 

رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۲

 

چو در کنار رقیبان ترا نظاره کنم

کناره گر نکنم از برت چه چاره کنم

ز رشک غیر کنم چون کناره از سر کویت (کذا)

بهر قدم که روم بازپس نظاره کنم

غم من از مه بی مهر من بود به چه رو

[...]

رفیق اصفهانی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۸

 

شب فراق تو گر ناله را اشاره کنم

چه رخنه‌ها که در ارکان سنگ خاره کنم

نه طاقتی که ز نظاره‌ات بپوشم چشم

نه قدرتی که به رخساره‌ات نظاره کنم

نه پای آن که به سوی تو ره بپیمایم

[...]

فروغی بسطامی
 

صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۲۰ - در وضوء گرفتن فخر امم(ص)

 

به غیر آنکه گریبان صبر پاره کنم

ز رفتن تو من ینوا چه چاره کنم

صامت بروجردی
 

صفای اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۴

 

بدل نه تاب که تا درد عشق چاره کنم

بتن نه جامه که از دست درد پاره کنم

ز استخوان گذرد ناوک محبت دوست

مگر دلی که مرا هست سنگ خاره کنم

شماره غم دل چون کنم ز عشق مگر

[...]

صفای اصفهانی