گنجور

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۶

 

بنالم به تو ای علیم قدیراز اهل خراسان صغیر و کبیر
چه کردم که از من رمیده شدندهمه خویش و بیگانه بر خیر خیر؟
مقرم به فرقان و پیغمبرتنه انباز گفتم تو را نه نظیر
نگفتم مگر راست، گفتم که نیستتو را در خدائی وزیر ای قدیر
به امت رسانید پیغام تورسولت محمد بشیر و نذیر
قران را به پیغمبرت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو
 

رشیدالدین وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۴۷ - در حق ضیاء الدین عراق وزیر

 

ایا خوب سیرت وزیری ، که ملک
ندیدست مانندهٔ تو وزیر
عراقی بنام و بود با سخات
خراج عراق و خراسان حقیر
مطیع مثالت وضیع و شریف
غلام جنابت صغیر و کبیر
بدست هوای تو دلها رهین
بدام وفای تو جانه اسیر
طویلیست دست تو در مکرمت
که باد از دست تو حوادث قصیر
بانعام و اکرام ذکر ترا
چو شمسست در گرد عالم مسیر
همه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۹۷ - وله ایضاً یمدحه

 

زهی چون خرد درجهان ناگزیر
حریم جنابت سپهر اثیر
ملک خسروشرق،شاه کیان
که در زیرگردون نداری نظیر
فلک راسرکلک توراز دار
ظفر را زبان سنانت سمیر
مظفّربراعدای دین خدای
که شرعت مشیرست وعقلت وزیر
جهان معانی محمّد توای
چوخنجرمبارز چو خامه دبیر
چوبنیاد عدل تودستت قوی
چودریای جود تو فضلت غزیر
به پیش گشادتوخارا کلیم
بنزد سخای تو دریا حقیر
رساند دمادم بمغز امید
دم خلق توبوی مشک وعبیر
درایّام عدل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل