گنجور

سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۴۴

 

شنیدم که بیوه‌زنی دردمندهمی گفت و رخ بر زمین می‌نهاد
هر آن کدخدا را که بر بیوه‌زنترحم نباشد زنش بیوه باد


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۴۹ - در مدح شمس الدین وزیر

 

کریمی ، که رسم معلی نهاد
بزرگی ، که راه ایادی گشاد
اجل شمس دین پیمبر ، کزوست
رخ فضل تازه ، دل عقل شاد
ز آبا و از امهات جهان
چنو هیچ فرزند صالح نزاد
تبار و نژادش بزرگند و اوست
چراغ تبار و جمال نژاد
ز آثار او زینت جود و علم
بایام او رونق […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۹۴

 

به گل یاسمن دوش پیغام داد
که از ابر خشنودم از باد شاد
که در باغها روی و موی مرا
بیاراست ابرو، بپیراست باد
نوشتم به صدر جهان قصه‌ای
وزین حال کردم در آن قصه یاد
چو آگه شد از قصه و حال من
به‌گفتار نیکو زبان برگشاد
به مجلس‌گه اندر مرا جای ساخت
به خلوتگه اندر مرا بار داد
از آن پس که با […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

کمال خجندی » مقطعات » شمارهٔ ۳۸

 

مرا هست اکثر غزل هفت بیت
چو گفتار سلمان نرفته زیاد
که حافظ همی خواندش در عراق
بلند و روان همچو سبع شداد
به بنیاد هر هفت چون آسمان
کزین جنس بیتی ندارد عماد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی