گنجور

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲

 

به چشم نهان بین نهان جهان را

که چشم عیان‌بین نبیند نهان را

نهان در جهان چیست؟ آزاده مردم

ببینی نهان را، نبینی عیان را

جهان را به آهن نشایدش بستن

[...]

ناصرخسرو
 

ادیب صابر » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲

 

همی تا بقا ممکن است آسمان را

بقا باد سلطان سلطان نشان را

خداوند عالم که بفزود رتبت

زتختش زمین را ز تاج آسمان را

شهنشاه سنجر که بستد به خنجر

[...]

ادیب صابر
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » اضافات » مسدس

 

گران آمده کار و بارم جهان را

سبک اعتبار وجودم زمان را

ندیده وفا عهد من آسمان را

نموده من خسته ناتوان را

فضولی
 

رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴

 

نقابی بر افکن ز پی امتحان را

که تا بینی از جان لبالب جهان را

چو در جلوه آیی بدین شوخ و شنگی

برقص اندر آری زمین و زمان را

بروی زمین مهروار ار بخندی

[...]

رضی‌الدین آرتیمانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۵

 

منه بر دل زار بار جهان را

سبک ساز بر شاخ گل آشیان را

نفس آتشین کن به تسخیر گردون

که آتش کند نرم، پشت کمان را

چو شد زهر عادت، مضرت نبخشد

[...]

صائب تبریزی
 

جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۷

 

به پیری نشد چاره گردن کشان را

که زورین کند حلقه گشتن کمان را

ز ترک هوابشکفان غنچهٔ دل

به یک گل گلستان کن این خاکدان را

صفا بس که اندوخت سر تا به پایش

[...]

جویای تبریزی
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما » بخش ۹۴ - ناصر خسرو علوی

 

به چشم نهان بین نهانِ جهان را

که چشم عیان بین نبیند نهان را

سوی این جهان آن جهان نردبان است

به سر برشدن باید این نردبان را

رضاقلی خان هدایت
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳

 

رهاییت باید، رها کن جهان را

نگه دار ز آلودگی پاک‌جان را

به سر برشو این گنبد آبگون را

به هم بشکن این طبل خالی‌میان را

گذشتنگه است این سرای سپنجی

[...]

پروین اعتصامی