گنجور

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۴ - فصل

 

سخن به که ماند ز ما یادگار

که ما بر گذاریم و او پایدار

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۱۷ - داستان زن دهقان با مرد بقال

 

حدیثی بکن تا شکر بر چنم

بمن برگذر تا شوم عنبرین

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۲۶ - داستان شاهزاده و گرمابه بان و زن

 

هر آن کو کند کار ناکردنی

غمی بایدش خورد ناخوردنی

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۳۴ - داستان صعلوک و شیر و بوزنه

 

شبی چون شبه روی شسته به قیر

نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر

نه آوای مرغ و نه هرای دد

زمانه زبان بسته از نیک و بد

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۳۶ - داستان پری و زاهد و زن

 

از آن کرده بی شک پشیمان شوی

که در وی به گفتار نادان شوی

چنان دان که نادان ترین کس تویی

اگر پند دانندگان نشنوی

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۵۰ - داستان روباه و کفشگر و اهل شارستان

 

به هر حال هر بنده را شکر به

که بسیار بد باشد از بد بتر

ظهیری سمرقندی