گنجور

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸

 

ای که شهد شکربن تو برد آب نباتخاک خاک کف پای تو شود آب حیات
بشکر خنده ز تنک شکر شورانگیزتا شکر ریخته‌ئی ریخته‌ئی آب نبات
از دل تنگ شکر شور برآمد روزیکه برآمد ز لب چشمهٔ نوش تو نبات
گر بخونم بخط خویش برات آوردینکشم سر ز خطت زانک بوجهست برات
منکه جز آب فراتم نشود دامنگیرپیش جیحون […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۳۷

 

آسمان است آن یا عالم پر تصویرست
نوبهارست آن یا جنت پر نخجیرست
قطب مُلک است آن یا دایرهٔ گردون است
رکن دین است آن یا معجزهٔ تقدیرست
نقطهٔ قطب زمین را صفتش پرگارست
آیت دین هُدی را صُوَرش تصویرست
نیست فرخار و همه صورت او فرخارست
نیست‌ کشمیر و همه پیکر او کشمیرست
جنتی را که بر آن مرتبه و دیدارست
عالمی را […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۱۶ - ایضا له

 

عالم لطف و کرم سرور ارباب هنر
ای که انعام تو چون فضل تو بی پایانست
جان درازیّ امل از قلم کوته تست
که ریاض کرم از گریۀ او خندانست
فیض انعام جز از کلک تو می نگشاید
آن قلم نیست مگر نایژۀ احسانت
خود پدیدست ز لطف تو که جان هنرست
که هنر پروری تو ز میان جانست
توده بر توده ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

صامت بروجردی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲

 

ای خوش آن روز که دل به هر غمت جایی داشت
سر سودازده با مهر تو سودایی است
هر چه سوز دلم از درد فراقت غم نیست
کاشکی شام غمت و عده فردایی داشت
گفت از دامن مقصود مکش دست ای کاش
دل شوریده من تاب و توانای داشت
خانه بر دوش کسی یاد ندارد چون من
باز مجنون به جهان گوشه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی