گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱

 

عکس روی تو چو در آینه جام افتادعارف از خنده می در طمع خام افتاد
حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرداین همه نقش در آیینه اوهام افتاد
این همه عکس می و نقش نگارین که نمودیک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد
غیرت عشق زبان همه خاصان ببریدکز کجا سر غمش در دهن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷

 

تا دلم در خم آن زلف سیه‌نام افتادچون غریبی است که در کشمکش شام افتاد
سر ناکامی دل باختگان دانستمتا مرا کار بدان دلبر خودکام افتاد
چه کنم گر نکنم پیروی باد صباکه میان من و او کار به پیغام افتاد
نظر از روشنی شمس و قمر پوشیدمتا نگاهش به من تیره سرانجام افتاد
همه از فتنهٔ ایام ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳

 

در ازل، عکس می لعل تو در جام، افتاد
عاشق سوخته دل، در طمع خام افتاد
جام نمام ز نقل لب تو، نقلی کرد
راز سر بسته خم، در دهن خام افتاد
خال مشکین تو بر عارض گندم گون دید
آدم آمد ز پی دانه و در دام افتاد
باد زنار سر زلف تو، از هم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی