گنجور

نظام قاری » دیوان البسه » قصاید » شمارهٔ ۸ - اسرار ابریشم

 

نرم دست گلی زصوف کیا

غنچه سان گشت در قبا پیدا

با یکی دایه بالباس کفن

ناتوان و ضعیف و بی سر و پا

همچو آدم که برگ بودش رخت

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » قصاید » شمارهٔ ۹ - اوحدی فرماید

 

سر پیوند ما ندارد یار

چون توان شد ز وصل برخوردار

در جواب او

چند ار اندیشه فش ودستار

این فرو پیچ و آن دگر بگذار

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » قصاید » شمارهٔ ۱۸ - لغزی که در صفت میان بند گفته شده است

 

چیست آن جبس مختلف آثار

پنبه و ابریشمش شعار ودثار

ساده باشد میانش و یکرنگ

نقش و الوان او بود بکنار

علمیت دروست با ترکیب

[...]

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » قطعات » شمارهٔ ۲۶

 

با کمان حلاج گفت کتو

(همه کوشیم تا چه فرمائی)

جفت صندوق هم بجامه چه گفت

(همه چشمیم تا برون آئی)

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » فردیات » شمارهٔ ۱۲

 

گر چو کرباس پاره ام بکنی

روی کاسر بچشم من نه خوشست

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » فردیات » شمارهٔ ۱۶

 

خواستم از خدای دستی رخت

پیرهن داد و گفت بنیادیست؟

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۴ - قصه دزد رخت را بشنو

 

اینچنین کارهاش پیش آید

هر کسی را که بخت برکردد

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » چند رساله » کتاب آرایش‌نامه

 

چارقب را بپادشاهی رخت

کوس اقلیم پنجگانه زدند

بقچه را رخت صندلی دارند

پرده را سر بر آستانه زدند

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » چند رساله » کتاب آرایش‌نامه

 

نقش آماج داشت کمسان دوز

تیرسوزن بر آن نشانه زدند

نظام قاری
 

نظام قاری » دیوان البسه » چند رساله » رسالهٔ صد وعظ

 

همچو چادر سفیدرو باشید

نه سیه جامه همچو چشم آویز

نظام قاری