گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «اکرد»

 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۰

 

داغ بودم‌که چه خواهم به غمت انشا کرد

نقطهٔ اشک‌، روان‌گشت و خطی پیداکرد

نقش نیرنگ جهان در نظرم رنگ نیست

در تمثال زدم آینه استغنا کرد

سعی مغرور ز عجزم در آگاهی زد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۴۴

 

غنچه راز مرا آه به ناخن وا کرد

خنده چاک، گریبان مرا رسوا کرد

زخم از پهلوی من طرف نمایان بربست

داغ در سینه من چشم تماشا وا کرد

گریه تلخ مرا خنده او شیرین ساخت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۹

 

از که نالم که چنین یا که چنان با ما کرد

نفس خودکام هوس پیشه مرا رسوا کرد

موج شهوت زازل کشتی عشقت بشکست

جست طوفان و مرا غرقه این دریا کرد

عشق پنداشتم و رفتمش از پی با سر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۵۳۷

 

یکجهان غم زچه در سینه تنگم جا کرد

یاد زلف که زسر تا قدمم سودا کرد

آنکه از دایره کون و مکان بیرون بود

حیرتم کز چه سبب در دل تنگم جا کرد

گرچه شد سینه سینا به تجلی معروف

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی