گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲۲

 

هر که قطع راه مطلب در رکاب دل کند
هفتخوان چرخ را چون آه یک منزل کند
خاک در دستش بود، چون باد، هنگام رحیل
هر که اوقات گرامی صرف آب و گل کند
هر که می داند به سعی این راه را نتوان برید
خواب در هر جا که سنگینی کند منزل کند
از میان حرص هیهات است بگشاید کمر
مور […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲۳

 

باطلان را گفتگوی حق اثر در دل کند
آب شیرین گر زمین شور را قابل کند
چون جواب تلخ از احسان خود باشد خجل
بحر را همت اگر در دامن سایل کند
نعل در آتش گذارد هر که را درد طلب
هفتخوان چرخ را چون آه یک منزل کند
باده لعلی نماید در صراحی خویش را
خون ما چون سرکشی از گردن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰

 

عشق یارم هر زمانی منزل اندر دل کند
تا به زیر حلقهٔ زلفش دلم منزل‌کند
دل‌که از من بگسلد منزل‌کند در زلف او
عشق او کز در درآید منزل اندر دل کند
هرکجا او بگذرد رویش جهان پرگل‌کند
هرکجا من بگذرم چشمم زمین پرگل کند
گاه ازو بیم فراق است وگهی امید وصل
بیم و امیدش همه کار مرا مشکل کند
صورتش هر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی