گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶

 

سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشتاشک خون کردم ز غم چون بر من از عمدا گذشت
من ز غم رفتم ولی ترسیدم از نظاره‌ایکاندرین ساعت برین ره حور یا حورا گذشت
گفت خورشید خرامان دیدم و ماه سماکز تکبر دوش او ابر بر زهرهٔ زهرا گذشت
لولو لال همی بارم ز عشقش در کنارکز کنارم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴۸

 

همت مردانه ما از می حمرا گذشت
کشتی ما با دهان خشک ازین دریا گذشت
تنگنای جسم بر ما زندگی را تلخ داشت
در فشار قبر، ایام حیات ما گذشت
در کهنسالی جوان شد هر که ترک می نکرد
در جوانی پیر شد هر کس که از صهبا گذشت
گر نمی شد خارخار عشق دامنگیر ما
می توانستیم آسان از سر دنیا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴۷

 

در بهار نوجوانی هر که از صهبا گذشت
بی توقف می تواند از سر دنیا گذشت
مرکز پرگار حیرانی است چشم آهوان
تا کدامین لیلی خوش چشم ازین صحرا گذشت
گل ز خجلت شد گلاب و بلبل از غیرت کباب
تا ز طرف گلستان آن آتشین سیما گذشت
خوبه هجران کرده را ظرف شراب وصل نیست
خشک لب می بایدم چون کشتی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴۹

 

می توان با همت سرشار از دنیا گذشت
موج با این شهپر توفیق از دریا گذشت
هر سر خاری دم از شمع تجلی می زند
تا کدامین آتشین رخسار ازین صحرا گذشت
یک شرر تخم محبت در دل شیرین نکاشت
تیشه آتش نفس چندان که بر خارا گذشت
آی حیوان و می روشن ز یک سرچشمه اند
از سر جان بگذرد هر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴

 

بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشتگرچه درد انتظار از حد گذشت اما گذشت
روز شب گردد ز تاریکی اگر بیند به خوابآن چه بی‌خورشید روی او ز غم بر ما گذشت
از رهی آزاده سروی خاست کز رفتار اوبانگ واشوقا گذشت از آسمان هر جا گذشت
نسبت خاصی از او خاطر نشینم شد که دوشبا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۸

 

یأس مجنون آخر از پیچ و خم سودا گذشت

با شکستی ساخت دل کز طرهٔ لیلا گذشت

غفلت ما گر به این راحت بساط ‌آرا شود

تا ابد نتوان به رنگ صورت از دیباگذشت

هم در اول باید از وهم دو عالم بگذری

ورنه امروز تو خواهد دی شد و فردا گذشت

جومن اشکم در نظر موجیست‌ کز دپا رمید

شعلهٔ‌ آهم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۶

 

تا عرقناک از چمن آن شوخ بی‌پرواگذشت

موج خجلت سرو را چون قمری از بالاگذشت

وای بر حال کمند ناله‌های نارسا

کان تغافل پیشه از معراج استغناگذشت

ما به چندین‌کاروان حسرت‌کمین رهبریم

شمع در شبگیر دود دل عجب تنهاگذشت

محو دل شوتا توانی رستن از آفات دهر

موج بی‌وصل‌گهر نتواند از دریاگذشت

بسته‌ای‌احرام صد عقبا امل اما چه سود

فرصت نگذشته‌ات پیش ازگذشتنهاگذشت

بی‌نشانی در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲

 

نیست نومیدی گر از حد انتظار ما گذشت
ناقه مجنون نه روزی از همین صحرا گذشت؟
گر جفایی آید از ارباب دنیا بر دلت
بگذران، چون عاقبت می‌باید از دنیا گذشت
غنچه بر روح قدح خندید کامشب در چمن
مستی بوی گلم از باده حمرا گذشت
گر بود صد کوه از آهن، کجا تاب آورد
آنچه بر من دوش از هجران او […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۳

 

گرم قتلم آمد آن شوخ و به استغنا گذشت
آتش از خس نگذرد هرگز چنین کز ما گذشت
هرچه با زلف تو می‌ماند دل از کف می‌برد
روز عمرم در تمنای شب یلدا گذشت
خاک بادا بر سرم گر نام عریانی برم
من که در دیوانگی موی سرم از پا گذشت
از فغانم پرس کامشب با دل گردون چه کرد
تیشه فرهاد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی