گنجور

اشعار مشابه

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۷

 

خواهم اندر پایش افتادن چو گوی

ور به چوگانم زند هیچش مگوی

بر سر عشاق طوفان گو ببار

در ره مشتاق پیکان گو بروی

گر به داغت می‌کند فرمان ببر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۳

 

ای لب گلگونت جام خسروی

پیشهٔ شبرنگ زلفت شبروی

پهلوی خورشید مشک‌آلود کرد

خط تو یعنی که هستم پهلوی

مردم چشمت بدان خردی که هست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰۹

 

ای صبا با بلبل خوشگوی گوی

می‌نماید لالهٔ خود روی روی

صبحدم در باغ اگر دستت دهد

خوش برآ چون سرو و طرف جوی جوی

هر زمان کز دوستان یاد آورم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۲

 

چون نی سر گشتهٔ چوگان چو گوی

رو بترک گوی سر گردان بگوی

گوی چون با زخم چوگانش سریست

بوک چوگان سر فرود آرد بگوی

تشنگان را بر کنار جو ببین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۸۱

 

گر به چوگانم ز خود رانی چو گوی

کی بگردانم من از روی تو روی

واپس آیم باز در پات اوفتم

چون توانم بودن آخر کم ز گوی

تا به کی در جست و جوی وصل تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جهان ملک خاتون