گنجور

شعرهای با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» و حروف قافیهٔ «رمیزند»

 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶

 

چشم مخمور تو مستان را به هم بر می‌زند

شور عشقت، عاشقان را حلقه بر در می‌زند

دل همی نالد چو چنگ عشق تیز آهنگ او

در دل عشاق هر دم راه دیگر می‌زند

چشم عیارت به قصد خون خلقی، دم به دم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۰۳

 

با دهان خشک هر کس خنده تر می زند

ساغر تبخاله اش پهلو به کوثر می زند

سیر چشمان را نسازد تنگدستی دربدر

حلقه خود را از تهی چشمی به هر در می زند

می کند خاکسترم در لامکان پرواز و شوق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۵

 

باز از مرغان دلم حرف سمندر می‌زند

پیک آهم شعله جای نامه بر سر می‌زند

با خیال روی شیرین هرکه گیرد خلوتی

روح فرهادش ز غیرت حلقه بر در می‌زند

شرح احوال اسیران سر بسر سوز دل است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

امامی هروی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳ - در مدح فخرالملک

 

شاه انجم چون ز برج جدی سر بر می زند

شدت سرما دم از تأثیر اختر می زند

در سر گیتی سحاب از برف چادر می کشد

در رخ گردون غمام از برق خنجر می زند

فرش گیتی را بخار از یشم تزئین می دهد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امامی هروی