گنجور

شعرهای با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» و حروف قافیهٔ «ردهاند»

 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۰۳ - در التماس برات انعام گوید که خبر آن بدو رسید و برات نرسیده بود

 

ای خداوندی که بر درگاه جاهت بنده‌وار

چرخ و انجم سالها اجری و راتب خورده‌اند

بنده را فخرالزمان اسحق و چندین کس جز او

تازه از انعام تو چیزی حکایت کرده‌اند

گر درستست این سخن معلوم کن تا آن برات

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۵

 

رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند

خار ما خوردیم و ایشان گل بدست آورده‌اند

گر حرامی در رسد با ما چه خواهد کرد زانک

رخت ما پیش از نزول ما بمنزل برده‌اند

می پرستان محبت را ز غم اندیشه نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸

 

زنده‌اند آنها که پیش چشم خوبان مرده‌اند

مرده دل جمعی که دل دادند و جان نسپرده‌اند

چشم سرمستان دریاکش نگر وقت صبوح

تا ببینی چشمه‌ها را کاب دریا برده‌اند

ما برون افتاده‌ایم از پردهٔ تقوی ولیک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۵۳۳

 

دامن چشمانش آلودست خونی کرده اند

یا مگر دوشینه تا وقت سحر می خورده اند

بر جمالش نقطه ای دیدم عجب آمد مرا

تا چرا بر روی خورشید آن سیاهی کرده اند

گفتم آن خال سیه بر روی خوبت چیست؟ گفت:

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی