فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۶۹ - مرگ طلخند در میدان جنگ
نگه کرد طلخند از پشت پیل
زمین دید برسان دریای نیل
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۶۹ - مرگ طلخند در میدان جنگ
سواری فرستاد تا پشت پیل
بگردد بجوید همه میل میل
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۶۹ - مرگ طلخند در میدان جنگ
سپهبد فرود آمد از پشت پیل
پیاده همیرفت گریان دو میل
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۷۰ - سوگواری مادر و تهدید به خودسوزی
همی دیدهبان بنگرید از دو میل
که بیند مگر تاج طلخند و پیل
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۷۱ - ساخت شطرنج برای نشان دادن صحنه جنگ به مادر
ابر دست شاه از دو رویه دو پیل
ز پیلان شده گرد همرنگ نیل
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۷۱ - ساخت شطرنج برای نشان دادن صحنه جنگ به مادر
سه خانه برفتی سرافراز پیل
بدیدی همه رزم گه از دو میل
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۸۷ - لشکرکشی و جنگ در حلب
همه کوس بر کوههٔ ژنده پیل
ببستند و شد روی گیتی چونیل
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۴۶ - باقی قصه ورقه و گلشاه
هم اندر زمان سوی او جبرئیل
پیام آورید از خدای جلیل
فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۳ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین
بگذرانیدی سپاه از رود هایی کز قیاس
ژرف دریا باشد اندر جنب آن هر یک قلیل
بس شگفتی نیست گر بر ژرف دریا بگذرد
لشکری کو را بود محمود دریا دل دلیل
باز گشتی شادمان و بر ستوران سپاه
[...]
فرخی سیستانی » دیوان اشعار » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۲۷
کوس تو کرده ست بر هر دامن کوهی غریو
اسب تو کرده ست بر هر خامه ریگی صهیل
ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۷
ای به سر برده خیره عمر طویل
همه بر قال قال و گفتن قیل
خبر آری که این روایت کرد
جعفر از سعد و سعد از اسمعیل
که پسر بود دو مر آدم را
[...]
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۱ - در مردانگی گرشاسب گوید
سپردی به هنگام که مال میل
فکندی به کشتی و کوپال پیل
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۶ - پادشاهی شیدسب و جنگ کابل
از آسیبش افتاده بر پیل پیل
سواران رمان گشته بر میل میل
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۷ - در مولود پهلوان گرشاسب گوید
اگر خود اگر گرز و خفتانش پیل
کشیدی، نبردی فزون از دو میل
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۰ - ترسانیدن گرشاسب از جادوی
پشیزه پشیزه تن از رنگ نیل
ازو هر پشیزی مِه از گوش پیل
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۲ - خبر فرستادن کرشاسب پیش پدر
همه ره ز بس بار آن کوه نیل
ز گردون همه بیش نالید پیل
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۶ - رفتن گرشاسب به نزد ضحاک
همه لشکر و کوس و بالا و پیل
پذیره فرستاد بر چند میل
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۶ - رفتن گرشاسب به نزد ضحاک
یکی تخت پیروزه همرنگ نیل
ز دو سوی ِ تخت ایستاده دو پیل
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۶ - رفتن گرشاسب به نزد ضحاک
به نوک سنان برگرد زنده پیل
به تیغ آتش آرد ز دریای نیل
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۹ - جنگ اول گرشاسب با لشکر بهو
بجوشید هندو پس صفّ پیل
چو دریای قیر از پس کوه نیل
