×
ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۱
تا کی از آرزوی جاه و خطر
به در شاه و زی امیر شوی؟
دشمن من شدی بدانکه چو من
حاضر آیم تو می حسیر شوی
جهد آموختن بباید کرد
[...]
۴ بیت
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۶۵ - فیالحمد والثناء
روزی آخر ز خلق سیر شوی
لیک دوری هنوز و دیر شوی
۱ بیت
حمیدالدین بلخی » مقامات حمیدی » المقامة الثانیة - فی الشیب و الشباب
ز جان و دیده ود ل خاکپای پیران باش
اگر بخواهی تا چون سپهر پیر شوی
بر آن یکی که بود زیر دست نیکو زی
اگرت باید تا بر هزار امیر شوی
مساز طنز بر آن کو اسیر پیری شد
[...]
۴ بیت
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۶۳ - در تفسیر و هو معکم اینما کنتم و نحن اقرب الیه من حبل الورید و فی انفسکم افلا تبصرون و من عرف نفسه فقد عرف ربه و قلوب العارفین خزائن اللّه.
همه ارواح را امیر شوی
حاکم و نایب و وزیر شوی
۱ بیت
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۶۸ - در بیان آنکه موحدان در هر چه نظر کنند احد را بینند
کز فقیران شه و امیر شوی
وز حقیران خس و حقیر شوی
۱ بیت
هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۲۸ - جواب دادن کمان به تیر و صلح کردن
که تو هم بعد از آن که پیر شوی
بشکنی زود و گوشهگیر شوی
۱ بیت
آذر بیگدلی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۹
پند پیران شنو، که پیر شوی
با دلیران نشین، دلیر شوی
۱ بیت
ملکالشعرا بهار » منظومهها » کارنامهٔ زندان » بخش ۳ - در مذمت مخدرات و مسکرات
تا تو بر زندگی دلیر شوی
نه که از عمر خویش سیر شوی
۱ بیت