بخش ۱۴۱ - در بیان آنکه حق تعالی آدمی را جهت معرفت و عبادت خود آفرید و مقصود از هستی آدمی آن بود که و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. و چون از او این معنی نیاید عمرش بیفایده گذشته باشد. اگرچه از او کارهای دیگر آید الا او را فایده نباشد. همچنانکه شمشیر بقیمت را اگر کسی بجای میخ در دیوار زند که از اینجا کوزه بیاویزم، بیفایده باشد. زیرا بمیخی آن مصلحت برمیآید شمشیر را برای چیزی دیگر ساختهاند. اکنون چون مقصود آدمی عبادت بوده است هرکه اینجا نکرد آنجا در دوزخ بعبادت و انابت مشغول گردد.
گرچه از ما هزار کاردگر
آید از صنعت و ز علم و هنر
نیست بیفایده ولی ما را
بهر آن نافرید حق یارا
گر تو شمشیر و تیغ جوهر دار
بزنی همچو میخ در دیوار
که از این کوزه ای در آویزم
هیچ از این فایده نپرهیزم
فایده است آن ولیک تیغ بران
بهر جنگ است و کارزار نه آن
ز آدمی هم مراد صنعت نیست
غیر صدق و نیاز و طاعت نیست
در نبی گفت انس و جن را ما
نافریدیم همچنین بهبا
بل برای عبادت و خدمت
تا عوضتان دهد دو صد رحمت
هرکه اینجاش فوت شد طاعت
قسم او بعد موت شد طاعت
دوزخ او را شود عبادتگاه
تا در آنجا کند انابت و آه
زانکه مقصود حق ز خلق این بود
که عبادت کنند و خدمت وجود
چونکه اینجا نیامد آن ز ایشان
آخر آنجا کنند از دل و جان
مسجد عاصیان بود دوزخ
همه در وی چو مرغ اندر فخ
دایم از صدوق ربنا گویند
از بناگوش سوی حق پویند
بی ریا ذکر حق بود آنجا
همه مستغرق نماز و دعا
تا اموری که فوت شد اینجا
اندر آن عالم آورند بجا
تا برآید ز جمله مقصودش
تا که جمله کنند معبودش
لیک اینجا بکام زود رسند
کارهاشان شود بروزی چند
واندر آنجا بسالها و قرون
نشود کار نحسشان میمون
کار امروز کن اگر مردی
ور نه فردا ز نادمان گردی
هر که بر نقد زد بود عاقل
هر که در نسیه ماند شد باطل
همه بر نقد میزند عاشق
میگریزد ز نسیه ها صادق
بر صوفی به است سیلی نقد
از عطاهای نسیه خوش عهد
اندر این کار خوی صوفی گیر
هیچ در کار دین مکن تأخیر
نسیه جویان در انتظار روند
بی می و سکر در خمار روند
درد سرها کشند بیحاصل
از می نقد دائماً غافل
هرکه بر نسیه میکند تکیه
دان که بر هیچ میزند بخیه
قسم عشاق نقد وقت آمد
جانشان کی بنسیه آرامد
خار حالی به از گل آتی است
هرکه آتی گزید شهماتی است
هرکراجز امید چیزی نیست
در ره عشق یک پشیزی نیست
هر که نومید ماند مرده اش دان
تن افسرده اش ندارد جان
وانکه او را بنقد حالی هست
بی می و بی قدح بود سرمست
ز انچه دارد همیشه دلشاد است
از بد و نیک عالم آزاد است
هرکه امروز کار خویش گزارد
سر نفسش بریده شد بی کارد
رست ازدست دشمن خونخوار
ابداً گشت با خدا پادار
هر که اینجا نگشت چشمش باز
ماند آنجا دو چشم بسته چو باز
هرکه اینجایگاه میرد کور
کور خیزد چو کور شد در گور
از زمین گندم و جو و ارزن
سر برآرند همچو بچه ز زن
در شکم گر نراست نر زاید
ور بود ماده هم همان آید
نزند سر ز جو یقین گندم
سر سر را کسی نجست ز دم
آنچنانکه زئی چنان میری
نیک دان گر فقیر و گر میری
پند بگذار و بند را بگسل
چون درآمد بجلوه خوب چگل
خیره شو بر جمال آن دلبر
غیر وصفش مگوی چیز دگر
محو گرد اندر او گذر از خود
تا رهی هم ز نیک و هم از بد
جان تو زان جمال مالامال
چون شود وارهی ز رنج و ملال
بعد از آن جویدت ز جان جنت
از تو یابند حوریان زینت
تو شوی مغز و جمله هستی پوست
می نگردی جدا ز حضرت دوست
دست بردست زن کنون چو بهم
گشته ایم از صفا همه همدم
همه یکدل شده در این مجلس
همه گشته بهمدگر مونس
هیچ اندر میان نفاق نماند
غیر یاری و اتفاق نماند
همه یک بوده ایم از ازال
زان کنونیم غرق در یک حال
با همابیگمان هما پرد
زاغ با طوطیان کجا پرد
چون همایم یقین همایانند
همچو من زاده جمله ز انج ا یند
همه چون یک بدیم اندر اصل
بازهم یک شویم حالت وصل
همگان بر مثال تاب خوریم
گر بصورت اسیر خواب و خوریم
مغز مائیم و باقیان همه پوست
جمله بیگانه ما یگانه و دوست
کس چه داند که ما چه مرغانیم
در کدامین دیار پرانیم
جانهای لطیف را جانیم
لیک زیر قباب پنهانیم
در تن ذره همچو خورشیدیم
سرفشا نان ز ذوق چو بیدیم
غیر دنیا دو صد جهان داریم
همه در لامکان جهانداریم
ملک و رحهاست لشکر ما
همه صف بسته گرد پیکر ما
جا چه باشد که جمله بیجائیم
زیر جسم چو کاه دریائیم
دم عیسی خجل از این دم ما
همچو موجی است عشق ازیم ما
گر رسیدی بخضر ما موسی
پر بینداختی چو طاووسی
در پی خضر کی دویدی او
خضر ما را اگر بدیدی او
بلکه بر خضر اگر شدی پیدا
خضر گشتی ز عشق او شیدا
خضر ما کیست شمس چرخ همم
آنکه بد واصل و گزین ز قدم
بی حجابیش خضر اگر دیدی
پی او همچو سایه گردیدی
صحبتش را بعشق بگزیدی
غیر او را بهیچ نخریدی
دست بالای دست دان یارا
رو برابر بکس منه ما را
تا که گردی ز ما تو برخوردار
هیچ ما را زسلک کس مشمار
گرد ما گرد تا خبیر شوی
بر سر سروران امیر شوی
شیر شیران خور ار ز شیرانی
سوی ما آ گر از دلیرانی
نام کس را مبر در این حضرت
تا نمانی تو دور از رحمت
چونکه از ما شدی ز غیر مگو
غیر ما را بهیچ نوع مجو
غیرت اولیا بود بیحد
بحذر باش تا نگردی رد
کل بدی شان سپار خود را تو
ترک کن پیششان خرد را تو
دم مزن در حضور آن مردان
تا نگردی ز هجر سرگردان
پیش ایشان مگو ز علم و هنر
بچنان جای جز نیاز مبر
چونکه بردی نیاز راز بری
دمبدم بیقدح شراب خوری
همچو ایشان شوی در آخر کار
گر پذیری نصیحتم ای یار
رنگ گیر اندک اندک از ایشان
مهل از رنگ خویش نام و نشان
زان همیگیر و زین همیانداز
پر از آن شو و زین همیپرداز
تا شوی سر بسر از ایشان پر
همچو قطره که در صدف شد در
باغبانی بشاخ زردآلو
میکند وصل شاخ قیسی او
بمرور آن درخت زردآلو
میدهد بار قیسیش نیکو
بعد از آن خواه از این درخت ببر
خواه از آن فرق نیست در دو ثمر
این همان است و آن همین ببها
زانکه گشتند هر دو یک بصفا
همچنین شیخ در تو برتابد
آن قدر کاندرونت برتابد
توئی تو از او شود فانی
کندت جان پاک ربانی
آخر کار عین او گردی
کند او با تو این جوامردی
نارت از تاب شیخ نور شود
عوض رنج و غم سرور شود
چون مسیحت کند سراسر جان
بر فراز سما شوی گردان
هرچه خواهی شود بعون خدا
چون برآری دو دست خود بدعا
دو جهان را کنی چو درجی طی
همه از تو شوند تازه وحی
بدهی جان نو تو جانها را
هم رهانی زغم روانها را
قدرت ایزدت شود مقدور
هر که بر تو زند شود مقهور
ور نباشد ترا چنان دولت
که بری ز اولیا چنین رحمت
گیر عزلت ز خلق و طاعت کن
ترک نفس و هوی و راحت کن
روزها روزه باش و شب بنماز
بسوی خورد و خواب کمتر تاز
هیچ کام و مراد نفس مده
هرچه بدتر کنی بوی آن به
تا نمیرد مدار از وی دست
مشو ایمن گرچه گردد پست
تا که او زنده است خایف باش
دشمن جان تست خفیه و فاش
گر نماید چومرده خود را او
تا بمکر و حیل رهد از تو
هیچ باور مکن قویش افشار
دائماً در شکنجه اش میدار
تا نبری سرش بتیغ جهاد
نشوی از بلای او آزاد
که بسی طالبان حق را او
برد از راه و کرد غرقه بجو
همه در جوی این جهان ماندند
غیر عشاق کان طرف راندند
دست او بر همه دراز آمد
زو نصیب همه گداز آمد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به موضوع اهمیت عبادت و خدمت به خداوند میپردازد و تأکید میکند که هدف اصلی زندگی انسان، عبادت و طلب رحمت از خداست. همچنین، بیان میشود که علم و هنر بدون تقوای الهی و نیاز به خدا فایده چندانی ندارند. هر شخصی که در دنیا به دنبال دنیا و کسب معارف انسانی باشد، در نهایت دچار تلههای دنیا میشود و تنها عبادت خالصانه و دوری از دنیاویگری میتواند انسان را نجات دهد.
نویسنده به وصول به حقیقت و تملک روح الهی اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که باید از خودگذشتگی و ارتباط با خداوند را در نظر گرفت و از حوصله و صبر در پی عبادت غافل نشد. در نهایت، زندگی معنوی و درک عمیق از وجود خداوند، سبب آرامش و رستگاری انسان میشود.
هوش مصنوعی: هرچند که از ما کارگران و صنعتگران بسیاری به وجود میآیند و در زمینههای مختلف هنری و علمی فعالیت میکنند، اما...
هوش مصنوعی: هیچ چیزی بیفایده نیست، اما ما را برای چیزی خلق نکردهاند که در آن فایدهای نباشد.
هوش مصنوعی: اگر تو با شمشیر و تیغ خود کارآمد عمل کنی، همانند میخی در دیوار محکم و استوار خواهی بود.
هوش مصنوعی: من هیچ تلاشی را برای بهرهبرداری از این ظرف کم ارزش نادیده نمیگیرم.
هوش مصنوعی: فایدهی چیزی زمانی مشخص میشود که به درستی و در جای مناسب از آن استفاده شود؛ مانند تیغی که برای جنگ و نبرد طراحی شده است و اگر در جای دیگری به کار رود، کاربرد مناسبی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: انسان به جز صداقت، نیاز و اطاعت، هدف دیگری ندارد.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که خداوند انسان و جن را آفریده و به این ترتیب به وجود آنها اشاره شده است. این بیان نشان میدهد که خلقت انسان و جن بخشی از برنامه الهی است و هر یک دارای جایگاه و هدف خاصی هستند.
هوش مصنوعی: برای عبادت و خدمت، تلاش کن تا پاداشی دو چندان به دست آوری.
هوش مصنوعی: هر کسی که در اینجا بمیرد، بعد از مرگش هم عبادتش ادامه دارد.
هوش مصنوعی: جهنم برای او به مکانی تبدیل میشود که در آن عبادت کند و به درگاه خداوند توبه و ندامت داشته باشد.
هوش مصنوعی: زیرا هدف خداوند از آفرینش انسانها این بود که به عبادت و خدمت به وجود بپردازند.
هوش مصنوعی: وقتی که او به اینجا نیامد، در نهایت آنها از دل و جان، در آنجا برای او خواهند رفت.
هوش مصنوعی: مسجد به مکانی برای عبادت و نزدیکی به خدا اشاره دارد، اما در اینجا به گونهای بیان شده که به نوعی به گناه و معصیت اشاره میکند. در این بیت، به تصویر کشیده شده که آن مکان، شبیه به جهنم است و گناهکاران در آنجا مانند پرندگانی در قفس به سر میبرند. به عبارت دیگر، این فضا هم میتواند مقدس باشد و هم میتواند پناهگاهی برای گناهکاران شود.
هوش مصنوعی: همیشه از صندوق دعا و نیاز به خدا صحبت میکنند و به سوی حق و حقیقت راه مینمایند.
هوش مصنوعی: در آن مکان، تنها ذکر خداوند به دور از هرگونه ریا و فریب وجود دارد و همه در حال عبادت و دعا غرق شدهاند.
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که کارهایی که در این دنیا از دست رفتهاند یا انجام نشدهاند، در دنیای دیگر به نحو احسن جبران و انجام خواهند شد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تمام خواستههایش برآورده شود، همه او را عبادت کنند.
هوش مصنوعی: اما اینجا، کارها به سرعت به نتیجه میرسند و در مدت زمان کوتاهی به فرجام میرسند.
هوش مصنوعی: در آنجا سالها و قرنها میگذرد و کار زشت آنها خوب نمیشود.
هوش مصنوعی: کارهایت را امروز انجام بده اگر میخواهی مردی، وگرنه فردا در زمره نادانان خواهی بود.
هوش مصنوعی: هر کسی که به حقیقت و واقعیت توجه کند و بر اساس آن عمل کند، عاقل است. اما اگر کسی فقط به چیزهای نامشخص و ناشناخته روی بیاورد و در ابهام بماند، به نوعی در زندگیاش به اشتباه میافتد.
هوش مصنوعی: همه به نقد و واقعیت عشق میورزند، اما عاشق از وعدههای دروغین و ناپایدار دوری میکند.
هوش مصنوعی: بهتر است به جای وعدههای دروغین و نسیه، چیزی واقعی و مطمئن داده شود که در آن لحظه مورد استفاده قرار گیرد.
هوش مصنوعی: در این زمینه، روح و سیرت یک صوفی را در خود بپذیر و هیچگاه در امور دینی تاخیر نکن.
هوش مصنوعی: شرطیهایی که دنبال لذتهای موقتی هستند، در انتظارند؛ اما در غیاب شادابی و سرمستی، به حالتی خمار و محزون فرو میروند.
هوش مصنوعی: افراد بیخبر از ارزش واقعی زندگی، مدام در مشکلات و دردسرهای بیفایده غرق میشوند و از لحظات خوب و گرانبهای وجود غافل هستند.
هوش مصنوعی: هرکسی به امید چیزهایی که هنوز به دست نیاورده است تکیه کند، در واقع بر روی چیزی غیرمعتبر حساب کرده و در نهایت به نتیجهای نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: عاشقان در این لحظه حساس و سرنوشتساز هستند و دیگر روحشان نمیتواند در آرامش بماند.
هوش مصنوعی: هر کس که گزیده شود، حتی از خار و بدیها، بهتر است از اینکه در دنیای خوشی و زیبایی قرار داشته باشد، زیرا این گزیدگی نشاندهنده قوی و مقاوم بودن اوست.
هوش مصنوعی: هر جا که امیدی وجود نداشته باشد، در مسیر عشق هیچ ارزشی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که ناامید باشد، در واقع زنده نیست و وجودش همچون تن مردهای است که روحی در آن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: کسی که بدون نیاز به شراب و جام، حال خوشی دارد، کاملاً سرمست و شاداب است.
هوش مصنوعی: هر که از آنچه دارد راضی و خوشحال باشد، از خوبیها و بدیهای دنیا رها و آزاد است.
هوش مصنوعی: هر کسی که امروز به کار خود برسد و بر روی کارش تمرکز کند، دیگر نیازی به بیکاری و تنبلی نخواهد داشت و تمام مشکلاتش حل میشود.
هوش مصنوعی: نجات از دست دشمنان خونسرد به هیچ وجه ممکن نیست، مگر با یاری خداوند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا به حقیقت ننگره، مانند کسی است که در آن جهان هم چشمانش بسته خواهد ماند.
هوش مصنوعی: هر کس به این مقام برسد، مانند یک فرد نابینا به زندگی ادامه میدهد و وقتی که نابینا شد، در قبرستان میافتد.
هوش مصنوعی: محصولات زراعی مانند گندم و جو و ارزن از زمین رویش میکنند، همانطور که بچه از مادر متولد میشود.
هوش مصنوعی: اگر در شکم به درستی شکل نگرفته باشد، نر به دنیا نخواهد آمد و اگر ماده هم باشد، همان وضعیت را خواهد داشت.
هوش مصنوعی: در این بیت بیان میشود که وقتی فردی به یقین و یقینپذیری دست پیدا کرده است، دیگر هیچکس نمیتواند او را به شک و تردید بیندازد. به نوعی، ناپایداری و عدم ثبات در عقیده او جایی ندارد.
هوش مصنوعی: آنطور که زئی (نوعی پرنده) زندگی میکند، تو هم باید زندگی کنی. مهم نیست که فقیر هستی یا غنی، باید به سلامت و نیکی ادامه دهی.
هوش مصنوعی: این جمله به این مفهوم اشاره دارد که وقتی زیبایی و جذابیتی پدیدار میشود، بهتر است از قید و بندها و محدودیتها آزاد شویم و از فرصتها بهرهبرداری کنیم. در واقع، در مواجهه با زیباییها و خوشیها باید به خودمان اجازه دهیم که از آنها لذت ببریم و دغدغهها را کنار بگذاریم.
هوش مصنوعی: به زیبایی آن محبوب نگاه کن و جز از زیبایی او هیچ چیز دیگری نگو.
هوش مصنوعی: در این بیت به تصرف و فانی شدن در یک موضوع یا حالت اشاره شده است، به طوری که فرد میتواند از خود بگذرد و از خوبیها و بدیها عبور کند. این به معنای نپرداختن به ویژگیهای خود و پیوستن به مسیر یا حقیقتی بزرگتر است.
هوش مصنوعی: اگر زیباییهای تو در دل پر شود، چطور میتوانی از درد و غم رهایی یابی؟
هوش مصنوعی: پس از آن، حوریان بهشتی از تو جستجو میکنند و زیباییهای خود را در تو مییابند.
هوش مصنوعی: در اینجا منظور این است که انسان باید به عمق وجود و حقیقت خود پی ببرد. او باید شایستگی و مغز وجودش را ببیند و در عین حال متوجه باشد که ظواهر و ظاهر دنیای مادی تنها مانند پوستهای هستند که نمیتوانند به تنهایی او را به حقیقت نزدیک کنند. در واقع، او باید از این پوستهها جدا شود و به سمت دوست حقیقی خود، که همان حقیقت یا خداوند است، توجه کند.
هوش مصنوعی: اکنون که ما به یکدیگر نزدیک شدهایم و رابطهمان صاف و دوستانه شده است، دست در دست هم بگذاریم و همنشین یکدیگر باشیم.
هوش مصنوعی: در این جمع، همه با هم همنظر و همدلی هستند و به یکدیگر نزدیک شدهاند.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی در میان درگیری و تضاد باقی نمیماند جز همکاری و همبستگی.
هوش مصنوعی: همه ما از بیزمانی یکی بودهایم و اکنون در یک وضعیت غرق شدهایم.
هوش مصنوعی: با هم بودن و در کنار هم زندگی کردن، باعث ایجاد تفاوتهای بارزمیشود؛ همانطور که زاغ و طوطی با وجود اینکه هر دو پرندهاند، اما هر کدام ویژگیها و رنگهایی منحصر به فرد دارند.
هوش مصنوعی: وقتی من مطمئن هستم که همسانان من نیز مانند من از یک ریشه و منبع هستند.
هوش مصنوعی: همه ما در اصل و ریشه یکی هستیم، اما در طول زندگی میتوانیم به حالت ارتباط و اتحاد برسیم.
هوش مصنوعی: همه ما مانند خورشید درخشان هستیم، حتی اگر به ظاهری در خواب و خاموش باشیم.
هوش مصنوعی: ما مغز و جوهر هستیم و دیگران فقط ظاهری و خارجی هستند. درواقع، ما با هم متحد و دوستانیم.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند ما چه موجوداتی هستیم و در کدام سرزمین در حال پروازیم.
هوش مصنوعی: روحهای ظریف را زنده نگه میداریم، اما در زیر پوششی پنهان ماندهایم.
هوش مصنوعی: در وجود هر ذرهای، نوری مانند خورشید وجود دارد؛ ما از شادی و لذت، مانند بیدهای خموش و نرم هستیم.
هوش مصنوعی: ما فقط به دنیای مادی محدود نیستیم؛ بلکه در دنیای دیگری که فراتر از هر مکان و زمان است، بسیار بیشتر از این دنیا داریم و آنجا نیز زندگی میکنیم.
هوش مصنوعی: حاکم و فرمانروای ما سپاهیان و سربازانی هستند که همه به دور ما صف کشیدهاند.
هوش مصنوعی: کیفیت وجود ما به جسم محدود شده است، اما در حقیقت، ما همچون ذراتی در دریا هستیم که میتوانیم در آن گم شویم و در برابر وسعت بیپایان جهان، جا و مکان ما اهمیت چندانی ندارد.
هوش مصنوعی: دم عیسی از دم ما شرمنده است، زیرا عشق ما همچون موجی عمیق و فراوان است.
هوش مصنوعی: اگر به مقام خضر رسیدی، مانند موسی، باید همه چیز را رها کنی و به حالت رهایی همچون طاووس پرواز کنی.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال خضر هستی و برای دیدنش تلاش میکنی، باید بدان که این خضر، خود ما هستیم؛ اگر او را میدیدی، ما را هم میشناختی.
هوش مصنوعی: اگر به حالتی دست یابی که مانند خضر، راهنمایی برایت نمایان شود، این نشانگر آن است که به خاطر عشق او به مرحلهای از عشق و شور و اشتیاق رسیدهای.
هوش مصنوعی: خضر ما کیست؟ شمس گردونه، کسی است که به ما راه مینماید و از میان چیزهای خوب و بد، راه درست را برمیگزیند.
هوش مصنوعی: اگر خضر را بدون حجاب و پوشش ببینی، خود را مانند سایهای به دنبال او میاندازی.
هوش مصنوعی: گفتگو و کلام او را به عشق انتخاب کردی و هیچ چیز دیگری را به جای او نپذیرفتی.
هوش مصنوعی: برای هر کسی که در موقعیتی قرار دارد، همیشه افرادی هستند که از او بالاتر و قویتر هستند. مهم این است که خودت را در برابر دیگران نشناسی و شایستگی خودت را درک کنی.
هوش مصنوعی: هرگز فکر نکن که ما از تو بینصیب هستیم، چون تو به هیچ وجه نمیتوانی ما را به شمارش بیاوری.
هوش مصنوعی: به دور ما بچرخ تا به حقیقت و آگاهی دست پیدا کنی و در نهایت به مقام و رهبری برسید.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از دلیران و شیران بزرگ بهرهمند شوی، باید به سراغ ما بیایی.
هوش مصنوعی: در این مکان، نام هیچکس را نبر، زیرا این کار سبب میشود که از رحمت دور بمانی.
هوش مصنوعی: وقتی که از ما دور شدی، دیگر درباره غیر ما صحبت مکن و به هیچ شکلی به سراغ غیر ما نرو.
هوش مصنوعی: غیرت و حساسیت اولیای الهی بسیار زیاد است، بنابراین باید با احتیاط رفتار کنی تا مورد طرد و نادیدهگیری قرار نگیری.
هوش مصنوعی: برای اینکه در جمع افرادی که بدی و ناپسندی دارند قرار نگیری، میبایست خود را از آنها دور کنی و از خرد و اندیشهات استفاده کنی.
هوش مصنوعی: در حضور آن افراد باعظمت صحبت نکن تا اینکه از دوری آنها دچار سردرگمی نشوی.
هوش مصنوعی: در حضور آنها درباره علم و هنر صحبت نکن، زیرا در چنین محیطی جز نیاز و درخواست، حرفی ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی نیاز و خواستهات را برطرف کردی، به آرامی و بدون نگرانی از زمان، به نوشیدن شراب مشغول شو.
هوش مصنوعی: اگر در نهایت میخواهی مانند آنها باشی، ای دوست، نصیحت من را بپذیر.
هوش مصنوعی: رنگ و حال و وضعیت آنها به آرامی از بین میرود و نشانی از خود به جا نمیگذارد.
هوش مصنوعی: از آنچه برمیداری محکم بگیر و آنچه را که باید به دور بیندازی، دور بینداز و از آنچه که تو را در این مسیر کمک میکند، بهره ببر.
هوش مصنوعی: برای اینکه کامل و تمام از وجود آنها پُر شوی، مانند قطرهای که در درون صدف قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: باغبان در حال پرورش و پیوند زدن درخت زردآلو است و در واقع به درخت قیسی که نوعی دیگر از درخت میوه است، متصل میشود.
هوش مصنوعی: به مرور زمان، درخت زردآلو میوههای خوشمزه و خوبی خواهد داد.
هوش مصنوعی: چه از این درخت میوه بچینی و چه از آن درخت، فرقی ندارد; هر دو میوه یکی هستند.
هوش مصنوعی: این دو چیز در حقیقت یکسان هستند و تفاوتی ندارند، زیرا هر دو به یک شکل و بدون نقص هستند.
هوش مصنوعی: شیخ در شما به قدری نفوذ و تاثیر دارد که درون شما قابلیت پذیرش این تاثیر را دارد.
هوش مصنوعی: تو هستی و از او تاثیر میگیری و این باعث میشود که جان پاک تو از میان برود.
هوش مصنوعی: در نهایت، تو هم به مانند او خواهی شد، همانطور که او با تو رفتار کرد.
هوش مصنوعی: شعله آتش از نور شیخ به روشنایی میرسد و به جای درد و غم، شادی و خوشحالی به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: وقتی که زندگیات به طور کامل تحت تأثیر محبت و روحانیت قرار گیرد، به اوج والایی و شکوه خواهی رسید.
هوش مصنوعی: هر چیزی که بخواهی با کمک خداوند محقق میشود، به شرط اینکه با دستان خود دعا کنی و درخواست کنی.
هوش مصنوعی: اگر دو جهان را مانند در یک چرخش درآوری، همه چیز تازه و زنده خواهد شد.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به این که زندگی یا وجود انسانی باید به دیگران شادی و آرامش ببخشد و از غم و ناراحتی رهایی پیدا کند. به معنای دیگر، وجود خردمندانه و نیکوی انسان میتواند موجب شادی و نجات روحها از غم و اندوه گردد.
هوش مصنوعی: هر کسی که بر تو تسلط یابد، قدرت خداوند بر او حاکم میشود و او تسلیم قدرت الهی خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر تو نیز به گونهای از نعمت و خوشحالی برخوردار نیستی که از سوی اولیا و بندگان خاص خدا چنین رحمتهایی دریافت کنی، پس نباید بر خود ببالید.
هوش مصنوعی: از مردم کنارهگیری کن و به عبادت و فرمانبری خدا بپرداز. نفس و خواستههای خود را رها کن و به آرامش درونی دست یاب.
هوش مصنوعی: در طول روز، روزهدار باش و شبها به نماز بسطحی توجه کن و به خوردن و خوابیدن کمتر بپرداز.
هوش مصنوعی: هرگز به نفس خود چیزی نده که به آن راضی شود، چون هرچه بدتر عمل کنی، عطر آن به سمت تو برمیگردد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که او را زنده میبینی، نباید از او بیخیال باشی و احساس امنیت کنی، حتی اگر موقعیتش پایینتر باشد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که او زنده است، حواست را جمع کن و از او بترس؛ چراکه او هم در خفا و هم به صورت علنی، خطری برای جان تو محسوب میشود.
هوش مصنوعی: اگر او به مانند مردهای خود را نمایان کند، تا با فریب و حیله از تو دور شود.
هوش مصنوعی: هرگز به قدرت او باور نکن، زیرا همیشه در عذاب و شکنجه است.
هوش مصنوعی: اگر به مقابله و جنگ با او نروی، هرگز از مشکلات و بلاهایی که برایت به وجود میآورد رها نخواهی شد.
هوش مصنوعی: بسیاری از جویندگان حق را او گمراه کرده و آنها را غرق در جستجوی بیفایده کرده است.
هوش مصنوعی: همه در مسیر زندگی به نوعی در جا ماندهاند، جز عاشقان که از آن سوی این دنیا عبور کردهاند.
هوش مصنوعی: دست او بر همه گشوده شده است و از او بخشش و نعمت به همه میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.