نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین
ملک فرمود تا آن رخش منظور
برند از آخور او سوی شاپور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین
چو سر در قصر شیرین کرد شاپور
عقوبت بارهای دید از جهان دور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین
در این ظلمت ولایت چون دهد نور؟
بدین دوزخ قناعت چون کند حور؟
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۱ - آگاهی خسرو از مرگ پدر
به خط چین و زنگ آورد منشور
که شاه چین و زنگ از تخت شد دور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۳ - باز آوردن شاپور شیرین را پیش مهینبانو
چو شیرین را ز قصر آورد شاپور
ملک را یافت از میعادگه دور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۳ - باز آوردن شاپور شیرین را پیش مهینبانو
چمن را سرو داد و روضه را حور
فلک را آفتاب و دیده را نور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۴ - گریختن خسرو از بهرام چوبین
نبود آگه که چون یوسف شود دور
فراق از چشم یعقوبی برد نور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۹ - افسانه گفتن خسرو و شیرین و شاپور و دختران
به خدمت پیش تخت شاه شاپور
چو پیش گنج بادآورد گنجور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۰ - افسانهسرایی ده دختر
چو آمد در سخن نوبت به شاپور
سخن را تازه کرد از عشقْ منشور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۰ - افسانهسرایی ده دختر
گَهی راندند سوی دشت مندور
تهی کردند دشت از آهو و گور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او
بسی کوشید شیرین تا به صد زور
قضای شیر گشت از پهلوی گور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او
زبان آنگه سخن، چشم آنگهی نور
نخست انگور و آنگه آب انگور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۴ - بر تخت نشستن خسرو به مدائن برای بار دوم
ز پرگار حَمَل خورشید منظور
به دلو اندر فکنده بر زحل نور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۴ - بر تخت نشستن خسرو به مدائن برای بار دوم
به هر کاری در از دولت بود نور
که باد از کار ما بیدولتی دور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۵ - نالیدن شیرین در جدایی خسرو
تن از بیطاقتی پرداخته زور
دل از تنگی شده چون دیدهٔ مور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۵ - نالیدن شیرین در جدایی خسرو
درختی بر شده چون گنبد نور
گدازان گشت چون در آب کافور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۶ - وصیت کردن مهینبانو شیرین را
ز بادی کاو کلاه از سر کند دور
گیاه آسوده باشد سرو رنجور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۶ - وصیت کردن مهینبانو شیرین را
مشو پرخواره چون کرمان در این گور
به کم خوردن کمر دربند چون مور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۸ - آگهی خسرو از مرگ بهرام چوبین
ستاده قیصر و خاقان و فغفور
یک آماج از بساط پیشگه دور
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۸ - آگهی خسرو از مرگ بهرام چوبین
ز مغروری کلاه از سر شود دور
مبادا کس به زور خویش مغرور
