نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۶ - شفیع انگیختن خسرو پیران را پیش پدر
چو خسرو دید کآن خواری بر او رفت
به کار خویشتن لَختی فرو رفت
عطار » اسرارنامه » بخش دوم » بخش ۲ - در صفت معراج رسول صلی الله علیه و سلم
چو از درگه به خلوتگه فرو رفت
درآمد نور ربانی و او رفت
عطار » خسرونامه » بخش ۲۶ - طلب کردن قیصر باج و خراج از پادشاه خوزستان و رفتن هرمز به رسولی
در آن اندیشه چون لختی فرو رفت
درآمد مهر و گفتی هوش ازو رفت
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۶ - در صفت معراج حضرت محمّد علیه الصّلوة و التسلیم فرماید
چو از خلوت به درگه او فرو رفت
درآمد نور ربّانی و او رفت
عطار » اشترنامه » بخش ۲۹ - خاموش شدن سالك وصول از جواب
ای بسا ناطق که الکن گشت و رفت
تخم اینجا ناگهان افکند و رفت
ناصر بخارایی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۳
با گل سخن جمال او رفت
گل را همه رنگ و بو رفت
سروش چو بدید بر لب جوی
آب رخ او چو آبِ جو رفت
اشک از نظرم فتاد بر خاک
[...]
سلیمی جرونی » شیرین و فرهاد » بخش ۳۶ - خبر پادشاهی خسرو و نشستن بر تخت و رسیدن خبر مرگ بهرام
ازین سودا عجایب گفت و گو رفت
بسا سر کو درین سودا فرو رفت
سلیمی جرونی » شیرین و فرهاد » بخش ۳۶ - خبر پادشاهی خسرو و نشستن بر تخت و رسیدن خبر مرگ بهرام
به بحر آرزو بس کس فرو رفت
بسی سر در سر این آرزو رفت
بابافغانی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۸ - صاحب کرمی که مرگ زر دید
صاحب کرمی که مرگ زر دید
بر اوج بقا بسی نکو رفت
آن کس که نخورد و بیشتر ساخت
قارون شد و در زمین فرو رفت
سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۳
بگذشت زجان هر کس و از آن سر کو رفت
آنجا به چه کار آمد و زآنجا به چه رو رفت
خونی که روا بود که از تیغ تو ریزد
از حسرت تیغت همه از دیده فرو رفت
بودم ز می یار چنان مست که امسال
[...]
اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۳۸ - ز پیش من جهان رنگ و بو رفت
ز پیش من جهان رنگ و بو رفت
زمین و آسمان و چار سو رفت
تو رفتی ای دل از هنگامهٔ او
و یا از خلوت آباد تو او رفت