گنجور

 
۱
۲
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی فرایین » پادشاهی فرایین

 

مباش ایمن و گنج را چاره کن

جهان بان شدی کار یکباره کن

۱ بیت
فردوسی
 

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۹ - نعت چهارم

 

پای عدم در عدم آواره کن

دست‌ِ فنا را به فنا پاره کن

۱ بیت
نظامی
 

عطار » منطق‌الطیر » در نعت رسول » در نعت رسول ص

 

یک نظر سوی من غم‌خواره کن

چارهٔ کار من بی‌چاره کن

۱ بیت
عطار
 

عطار » مصیبت نامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - فی التوحید باری عز اسمه

 

چون تودریائی نهٔ نظاره کن

گردخشکی گردوکشتی پاره کن

۱ بیت
عطار
 

عطار » مصیبت نامه » بخش نهم » بخش ۲ - الحكایة و التمثیل

 

تو طبیبی غمگنان را چاره کن

داروی این عاشق خونخواره کن

۱ بیت
عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۲۹ - خاموش شدن سالك وصول از جواب

 

بگذر از خود عقل را آواره کن

بعد از آن این راه را یکباره کن

۱ بیت
عطار
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۹ - نوشتن آن غلام قصهٔ شکایت نقصان اجری سوی پادشاه

 

گر نباشد درخور آن را پاره کن

نامهٔ دیگر نویس و چاره کن

۱ بیت
مولانا
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۳۲

 

ای آشنا، درین چه بی بن نظاره کن

تا اندرو نگون نفتادی کناره کن

تا کی به جهد چاره مال و درم کنی؟

گر ممکنت بود ز پی عمر چاره کن

تاج سر فلک چه نظاره کنی به فرق

[...]

۹ بیت
امیرخسرو دهلوی
 

صوفی محمد هروی » ده نامه » بخش ۳ - نامه اول

 

چاره کار من بیچاره کن

دفع دل خسته صد پاره کن

۱ بیت
صوفی محمد هروی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » خرابات » بخش ۴ - در تحسر فرقت رفتگان و تذکر حال گذشتگان گوید

 

دل ناصبور مرا چاره کن

یکی جرعه در کام میخواره کن

۱ بیت
حزین لاهیجی
 

سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۲

 

کس نگفت ای دل به این لیلی و شان نظاره کن

همچو مجنون خویش را بر کوه و دشت آواره کن

سینه ی او را زچاک پیرهن نظاره کن

همچو جیب جان من ناصح گریبان پاره کن

یا دلم را طاقتی یا رب کز آن بر ناید آه

[...]

۷ بیت
سحاب اصفهانی
 

ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۱۴۴ - رجوع به باقی داستان حضرت خلیل الرحمن

 

عقل را از ملک دل آواره کن

رشته ی عقل و خرد را پاره کن

۱ بیت
ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۱۵۵ - در تضرع و تذلل و مناجات به درگاه حضرت حق تعالی

 

پرده ی پندار ما را پاره کن

وهم را از کوی ما آواره کن

۱ بیت
ملا احمد نراقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۲۱ - خاتمه در معذرت از رستم السادات

 

نخستین غم دوست را چاره کن

پس آنگه بسوزانش یا پاره کن

۱ بیت
یغمای جندقی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۹

 

گاهی به نوشخند لبت را اشاره کن

ما را به هیچ صاحب عمر دوباره کن

بنمای روی خود ز پس پرده آشکار

یک باره راز هر دو جهان آشکاره کن

وقتی که چارهٔ دل عشاق می‌کنی

[...]

۹ بیت
فروغی بسطامی
 

قاآنی » مسمطات » در مدح و ستایش اختر شهریاری و صدف گوهر تاجداری سترکبری و مهدعلیا مام خجستهٔ شهریار کامگارناصرالدین شاه قاجار ادام‌الله اقباله گوید

 

به صلح درکنارم آ، ز دشمنی کناره کن

دلت ره ار نمی‌دهد ز دوست استشاره کن

و یاچو سُبحه رشته‌ای ز زلف خویش‌ پاره کن

بر او ببند صدگره وزان پس استخاره کن

۲ بیت
قاآنی
 

بلند اقبال » دیوان اشعار » مثنویات » بخش دوم - داستان گل و بلبل » بخش ۳۲ - مناجات کردن گل

 

مرا از چمن یارب آواره کن

به درد دل خسته ام چاره کن

۱ بیت
بلند اقبال
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۲