×
رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۴۲
گر بزان شهر با من تاختند
من ندانستم چه تنبل ساختند؟
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
هر آنچ از گل آمد چو بشناختند
سبک خشت را کالبد ساختند
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک
ز هر گونه نیرنگها ساختند
مر آن درد را چاره نشناختند
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک
برفتند و خوالیگری ساختند
خورشها و اندازه بشناختند
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک
زنان پیش خوالیگران تاختند
ز بالا به روی اندر انداختند
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک
از آن دو یکی را بپرداختند
جز این چارهای نیز نشناختند
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۶ - شانزدهسالگی فریدون و آگاهی او از گذشته و سرنوشت پدرش
سر بابت از مغز پرداختند
همان اژدها را خورش ساختند
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی زوطهماسپ » پادشاهی زو طهماسپ
به هر سو یکی جشنگه ساختند
دل از کین و نفرین بپرداختند
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱
ازان پس یکی انجمن ساختند
ز گفتار او دل بپرداختند
۱ بیت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱
سخنها ز هر گونه برساختند
هیونی تکاور برون تاختند
۱ بیت
تعداد کل نتایج: ۶۱۷