اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۷۷ - در صفت سفر
مخور باده چندان کت آید گزند
مشو مست از و خرمی کن پسند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۷۷ - در صفت سفر
به ره خوب جایی گزین بی گزند
بَر خویش دار اسپ و گرز و کمند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۷۷ - در صفت سفر
برین باش یکسر که دادمت پند
گرفتش به بر دیر و بگریست چند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۷۸ - رفتن گرشاسب به شام
رخش چون مه گرد ماه بلند
زمانه برافکنده مشکین کمند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۷۸ - رفتن گرشاسب به شام
شده چشم چشمه ز گردش به بند
دل غول و دیو از نهیبش نژند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۷۸ - رفتن گرشاسب به شام
سپهبد برانگیخت سرکش سمند
به ناوردشان گردی اندر فکند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۰ - رفتن گرشاسب به درگاه شاه روم و کمان کشیدن
به دامادی شه گر آیم پسند
بخواهم کشید این کمان بلند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۰ - رفتن گرشاسب به درگاه شاه روم و کمان کشیدن
که سازد نهان شه به جانش گزند
چنین گفت کای خسرو ارجمند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۱ - وصف بیابان و رزم گرشاسب با زنگی
سر زنگی از پیش ایشان فکند
برآمد ز هرکس خروشی بلند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۱ - وصف بیابان و رزم گرشاسب با زنگی
به ره چشمهٔ آب دیدند چند
میانشان برآورده میلی بلند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۱ - وصف بیابان و رزم گرشاسب با زنگی
که با تو درین ره که بد یارمند
که رستی ز دست سیه بی گزند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۲ - ساختن شهر زرنج
بسا رود برداشت از هیرمند
وزان جوی و کاریزها برفکند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۲ - ساختن شهر زرنج
بسی دادش اثرط به هر نامه پند
نپذرفت و بد پاسخ آراست چند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۵ - نامه ی اثرط به گرشاسب
به پیشش بر از چوب ورغی ببند
چو بستی ز ریگش نباشد گزند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۵ - نامه ی اثرط به گرشاسب
بر آن خانه وآن بَدپرستان گزند
نسازی که یزدان ندارد پسند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸۷ - رسیدن گرشاسب به یاری اثرط و شبیخون او
رسید آن یکی نیز تازان نوند
گرفته سواری به خم کمند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۰ - پند دادن اثرط گرشاسب را
بدو گفت هر چند رای بلند
تو داری مرا نیست چاره ز پند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۰ - پند دادن اثرط گرشاسب را
گه خشم چون چهره کردی نژند
دژم باش و باکس به زودی مخند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۰ - پند دادن اثرط گرشاسب را
گر آری به کف دشمنی پرگزند
مکش در زمان بازدارش به بند
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۰ - پند دادن اثرط گرشاسب را
بکش آتش خرد پیش از گزند
که گیتی بسوزد چوگردد بلند
