گنجور

 
۱
۲
۳
۴
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴۱

 

الا ای جان جان جان چو می‌بینی چه می‌پرسی

الا ای کان کان کان چو با مایی چه می‌ترسی

ز لا و لم مسلم شو به هر سو کت کشم می‌رو

به قدوست کشم آخر که خانه زاده قدسی

چه در بحث اصولی تو چه دربند فصولی تو

[...]

۴ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۱

 

از قصه حال ما نپرسی

وز کشتن عاشقان نترسی

ای گوهر عشق از چه بحری

وی آتش عشق از چه درسی

آنجا که توی کی راه یابد

[...]

۵ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶۴

 

به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی

می‌دهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی

گه سحر حمله برد بر دو جهان خورشیدش

گه به شب گشت کند بر دل و جان چون عسسی

گه بگوید که حذر کن شه شطرنج منم

[...]

۱۴ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸۸

 

به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسی

می‌دهد جان خوشی پرطربی پرهوسی

گه سحر حمله برد بر همه چون خورشیدی

گه به شب گشت کند بر دل و جان چون عسسی

گه یکی تنگ شکربار کند بهر نثار

[...]

۸ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲۸

 

تو هر چند صدری شه مجلسی

ز هستی نرستی در این محبسی

بده وام جان گر وجوهیت هست

درآ مفلسانه اگر مفلسی

غریبان برستند و تو حبس غم

[...]

۱۰ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۷

 

یا ساقی الراح خذ و امرلاء به طاسی

فلست املک صبر نوبةالکاس

و تابع‌الطاس مملوا بلا مهل

فان صحوت فهذا نوبة الیاس

و دوام السکر من کأس البقا مددا

[...]

۷ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸۶

 

اندر دو جهان دلبر و جانم تو بسی

زیرا که بهر غمیم فریادرسی

کس نیست به جز تو ایمه اندر دو جهان

جز آنکه ببخشیش باکرام کسی

۲ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۶۱

 

ای نفس عجب که با دلم همنفسی

من بندهٔ آن صبح که خندان برسی

ای در دل شب چو روز آخر چه کسی

هم شحنه و دزد و خواجه و هم عسسی

۲ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۶۹

 

در هر دو جهان دلبر و یارم تو بسی

زیرا که به هر غمیم فریاد رسی

کس نیست به جز تو ایمه اندر دو جهان

جز آن که ببخشیش باکرام کسی

۲ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸۱

 

دیروز فسون سرد برخواند کسی

او سردتر از فسون خود بود بسی

بر مایدهٔ عشق مگس بسیار است

ای کم ز مگس کو برمد از مگسی

۲ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۴۷

 

مادام که در راه هوا و هوسی

از کعبهٔ وصل هردمی باز پسی

در بادیهٔ طلب چو جهدی بنمای

باشد که به کعبهٔ وصالش برسی

۲ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۷۴

 

نی گفت که پای من به گل بود بسی

ناگاه بریدند سرم در هوسی

نه زخم گران بخوردم از دست کسی

معذورم دار اگر بنالم نفسی

۲ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷ - خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک

 

خار در دل گر بدیدی هر خسی

دستْ کِی بودی غمان را بر کسی؟

۱ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر

 

با چنین غالب خداوندی کسی

چون نمیرد گر نباشد او خسی

۱ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را

 

چون به قعر خوی خود اندر رسی

پس بدانی کز تو بود آن ناکسی

۱ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰۳ - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن

 

گفت: عمر و مهلتم دادی بسی

لطفها کردی خدایا با خسی!

۱ بیت
مولانا
 
 
۱
۲
۳
۴
 
تعداد کل نتایج: ۶۱