گنجور

 
۱
۲
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۲ - زاغان و بومان

 

ای که بر چرخ ایمنی، زنهار

تکیه برآب کرده ای، هش دار».

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۲ - زاغان و بومان

 

چون باد، خیز و آتش پیگار برافروز

چون ابر، و روز ظفر بی غبار کن

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۲ - زاغان و بومان

 

از غرب سوی شرق زن بد خواه را بر فرق زن

بر فرق او چون برق زن مگذار ازو نام و نشان»

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۳

 

نرسد عقل اگر دو اسپه کند

در تگ وهم بی غبار ملک

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۳

 

نشوم خاضع عدو هرگز

ورچه بر آسمان کند مسکن

باز گنجشک را برد فرمان؟

شیر روباه را نهد گردن؟

۲ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۳

 

هرکجا حزم تو فرود آید

برکشد امن حصنهای حصین

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۳

 

از خواب گران فتنه سبک برنکد سر

تا دیده حزم تو بود روشن و بیدار

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۵ - خرگوشی که ادعای رسولی ماه کرد و پیلان

 

دیو کانجا رسید سر بنهد

مرغ کانجا رسید پر بنهد

نرود جز ببدرقه گردون

از هوا و زمین او بیرون

۲ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۶ - کبک انجیری، خرگوش و گربهٔ روزه‌دار

 

کلبه ای کاندرو نخواهی ماند

سال عمرت چه ده چه صد چه هزار

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۱۲ - حکایت زاهد و دزد و دیو

 

صلح دشمن چون جنگ دوست بود

که ازو مغز او چو پوست بود

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۱۳ - حکایت درودگر و زن خیانتکارش

 

صبح آمد و علامت مصقول برکشید

وز آسمان شمامه کافور بردمید

گویی که دست قرطه شعر کبود خویش

تا جایگاه ناف بعمدا فرو درید

۲ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۱۳ - حکایت درودگر و زن خیانتکارش

 

در دهان دار تا بود خندان

چون گرانی کند بکن دندان

هرکجا داغ بایدت فرمود

چون تو مرهم نهی نداردسود

۲ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۱۴

 

گر چو نرگس نیستی شوخ و چو لاله تیره دل

پس دو روی و ده زبان همچون گل و سوسن مباش

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۱۵ - حکایت موشی که به دعای زاهد مستجاب الدعوه به پیکر دختری درآمد

 

به مار‌ماهی مانی، نه این تمام و نه آن‌!

منافقی چه‌کنی؟ مار باش یا ماهی

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۱۶ - سرانجام بومان

 

شاد شو ای منهزم، که در مدد تو

حمله تایید و رکضت ظفر آید

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۱۶ - سرانجام بومان

 

کرد آن سپید کار بملک تو چشم سرخ

تا زرد روی گشت و جهان شد برو سیاه

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۱۷

 

گردی که همی تلخ کند کام تو امروز

فردا نهد اندر دهن تو شکر فتح

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۱۷

 

آنت بی همت شگرفی کو برون ناید زجان

وانت بی دولت سواری کو فرو ناید زتن

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۱۸

 

نی پای همیشه در رکابت باشد

بد نیز چو نیک در حسابت باشد

۱ بیت
نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۱۸

 

برد تیغت ز نایبات شکوه

داد رایت بحادثات سکون

۱ بیت
نصرالله منشی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۲