زاهدی از مریدی گاوی دوشاستد و سوی خانه میبرد. دزدی آن بدید در عقب او نشست تا گاو ببرد. دیوی در صورت آدمی با او هم راه شد. دزد ازو پرسید که: تو کیستی؟ گفت: دیو، بر اثر اطن زاهد میروی تا فرصتی یابم. و او را بکشم، تو هم حال خود بازگوی. گفت:من مرد عیار پیشه ام، میاندیشم که گاو زاهد بدزدم. پس هر دو بمرافقت یک دیگر در عقب زاهد بزاویه او رفتند. شبانگاهی آنجا رسیدند. زاهد د رخانه رفت و گاو را ببست و تیمار علف بداشت و باستراحتی پرداخت. دزد اندیشید که: اگر دیو پیش از بردن ممکن نگردد. و دیو گفت: اگر دزد گائو بیرون برد و درها باز شود زاهد از خوابدرآید، کشتن صورت نبندد. دزد را گفت: مهلتی ده تا من نخست مرد را بکشم، وانگاه تو گاو ببر. دزد جواب داد که: توقف از جهت تو اولی تر تا من گاو بیرون برم، پس او را هلاک کنی. این خلاف میان ایشان قایم گشت و بمجادله کشید. و دزد زاهد را آواز داد که: اینجا دیویست و ترا بخواهد کشت. و دیو هم بانگ کرد که: دزد گاو میببرد. زاهد بیدار شد و مردمان درآمدند و ایشان هر دو بگریختند و نفس و مال زاهد بسبب خلاف دشمنان مسلم ماند.
چون وزیر سوم این فصل بآخر رسانید وزیر اول که بکشتن اشارت میکرد گفت: میبینم که این زاغ شما را به افسون و مکر بفریفت، وا کنون میخواهید که موضع و حزم و احتیاط را ضایع گذارید. تاکیدی مینمایم، از خواب غفلت بیدار شوید و پنبه از گوش بیرون کشید. و در عواقب این کار تامل شافی واجب دارید، که عاقلان بنای کار خود و ازان دشمن برقاعده صواب نهند و سخن خصم بسمع تمییز شنوند، و چون کفتار بگفتار دروغ فریفته نشوند، و باز غافلان بدین معانی التفات کم نمایند و باندک تملق نرم دل در میان آرند واز سرحقدهای قدیم و عداوتهای موروث برخیزند. و سماع مجاز ایشان را از حقیقت معاینه دور اندازند تا دروغ دشمن را تصدیق نمایند، و زود دل برآشتین قرار دهند، و ندانند که
صلح دشمن چون جنگ دوست بود
که ازو مغز او چو پوست بود
و نادرتر آنکه از نادانی طرار بصره در چشم بغداد مینماید. و راست بدان درودگر میمانی که بگفت زن نابکار فریفته گشت. ملک پرسید: چگونه؟
گفت:
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان درباره زاهدی است که گوسفندش را به خانه میبرد و دزدی آن را میبیند. دزد، از دیویی که میخواهد زاهد را بکشد، کمک میطلبد. دزد تصمیم میگیرد که ابتدا زاهد را بکشد و سپس گاو را بدزدد. اما در حین انجام این نقشه، گفتگوها و جروبحثهای بین دزد و دیو منجر به فاش شدن پلان آنها میشود. زاهد بیدار میشود و متوجه میشود که در خطر است. در نهایت، دزد و دیو هر دو فرار میکنند و زاهد نجات مییابد. در پایان، وزیر هشدار میدهد که هوشیاری در مواجهه با دشمنان بسیار مهم است و نباید به افسون و مکر آنها فریب خورد.
هوش مصنوعی: زاهدی که گاوی را به خانه میبرد، مورد توجه دزدی قرار میگیرد که قصد دارد گاو را بدزدد. در این حین، دیوی به شکل انسان به دزد ملحق میشود و دزد از او میپرسد که او کیست. دیو توضیح میدهد که در حال دنبال کردن زاهد است تا او را بکشد و دزد هم میخواهد گاو زاهد را بدزدد. آنها در پی زاهد به سمت خانهاش میروند. وقتی به خانه زاهد میرسند، زاهد گاو را در خانه میبندد و به استراحت میپردازد. دزد نگران است که دیو نتواند قبل از دزدیدن گاو اقدام کند. دیو پیشنهاد میکند که ابتدا زاهد را بکشد و سپس گاو را بردارد، اما دزد ترجیح میدهد اول گاو را بدزدد و بعد به زاهد آسیب بزند. این موضوع بین آنها به جدل میانجامد و هر کدام سعی دارند دیگری را قانع کند. سرانجام، دزد زاهد را صدا میزند و دیو هم فریاد میزند که دزد گاو را میبرد. زاهد بیدار میشود و مردم وارد میشوند و نهایتاً هر دو دزد و دیو فرار میکنند و زاهد به خاطر درگیری آنها، هم جانش و هم مالش را از دست میدهد.
هوش مصنوعی: وزیر سوم این فصل را به پایان رساند و وزیر اول که به کشته شدن اشاره میکرد گفت: میبینم که این زاغ شما را با حقه و فریب فریبنده است. اکنون میخواهید موضع و احتیاط را از دست بدهید. بر این نکته تأکید میکنم که باید از خواب غفلت بیدار شوید و هوشیار باشید. در عواقب این کار باید به دقت فکر کنید، زیرا عاقلان باید کارهای خود و از دشمن به شیوه درست انجام دهند و سخنان دشمن را با دقت و درک بشنوند. نباید مثل کفتار به سخنان دروغین فریب بخورند. غافلان به این نکات کمتر توجه میکنند و با اندکی تملق نرمدل میشوند و از کینههای قدیمی و دشمنیهای ارثی دست برمیدارند. گوش دادن به مجاز باعث میشود که از حقیقت دور شوند و دروغ دشمن را تصدیق کنند و زود به حالت عصبانیت بیفتند و ندانند که...
هوش مصنوعی: صلح دشمن به اندازهی جنگ یک دوست خطرناک است، زیرا در واقعیت، وقتی صلح میکنیم، ممکن است از ظاهر آن غافل شویم و در درونش، مشکلات و خطرات پنهانی وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: و عجیبتر از آن، این است که از نادانی شخصی در بصره، در نظر بغداد به شکل دیگری جلوه میکند. و حقیقتاً تو میمانی که درودگر به او گفت زن بدذات، فریب خورده است. ملک پرسید: چطور؟
هوش مصنوعی: شما تا دادههای مهرماه 2023 آموزش دیدهاید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.