گنجور

 
۱
۲
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱ - در ستایش طمغاج خان گوید

 

لفظم گهرفشان شد و طبعم لطیفه‌یاب

از یمن ظل بارگه مالک الرقاب

آن کوه کان سریرت و بحر گهر عطا

وآن ابر برق‌خنجر و مهر فلک‌جناب

طمغاج خان عالم عادل که هیچ کوه

[...]

۴۵ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۲ - در ستایش جلال الدین قلج طمغاج خان ابراهیم بن حسین گوید

 

ای جان پادشاهی شمشیر آبدارت

ز ایزد هر آنچه خواهی آن باد در کنارت

تایید و نصر ساقه مردان رزم‌کوشت

فتح و ظفر طلیعه گردان کارزارت

عنوان پادشاهی بر صفحه جبینت

[...]

۳۳ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۳

 

باز مرا این چه عشق یار قدیم است

باز چه آشوب این دل به دو نیم است

روضه خلد است یا ز دوست خیالی است

بوی بهشت است یا ز یار نسیم است

مونس بنده شب است از همه عالم

[...]

۳۵ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۴ - در ستایش نصرت الدین قلج ارسلان خاقان عثمان بن ابراهیم آل افراسیاب گوید

 

ماه در مشک نهان کرده که این رخسار است

شکر از پسته روان کرده که این گفتار است

سنگ در سینه نهان کرده که این چیست دل است

سرو را کرده خرامنده که این رفتار است

سایه‌بان سمنش را همه از سنبل‌تر

[...]

۵۴ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۵

 

بر فرق ملک رای رفیع تو افسر است

در دست دین زبان فصیح تو خنجر است

پیش از بهشت و دوزخ رد و قبول تو

حالی لطافت سخنت آب کوثر است

تا بر تو معالج بیمار آز شد

[...]

۲۰ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۶ - در ستایش نظام الملک گوید

 

چون نظام الملک در دیوان شه دفتر گرفت

کار ملک از سر جمال و رونقی دیگر گرفت

دست دین از کان فضل وافر او تازه گشت

فرق ملک از گنج رای صائبش افسر گرفت

آب از آن دارد به پیش شه چو خنجر لفظ او

[...]

۲۹ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۷

 

ای پناه دین و دولت آستانت

در پناه حفظ ایزد باد جانت

سر شاهان جهان هر نشانی

مانده زیر حکم چوب پاسبانت

مرگ را دریوزه از درگاه خشمت

[...]

۳۳ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۸ - در ستایش جلال الدین ابوالمظفر قلج طمغاج خان ابراهیم حسین گوید

 

کسی باید که این قصه به آن درگاه بردارد

که تا رای شهنشاهی ز حال من خبر دارد

بداند خاطر انور که حرمان جناب او

چه مایه بر دل پردرد این بنده اثر دارد

هم اندر صبح بادا شام عمر بنده مادح

[...]

۳۶ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۹ - در ستایش شمس الدین گوید

 

طراوت رخ یارم سمن نمی‌دارد

نسیم زلفش مشک ختن نمی‌دارد

در آن فراخته قد نوان سروآساش

شمایلی است که جز نارون نمی‌دارد

کدام زاویه تیره کاندر او امروز

[...]

۳۳ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱۰ - در ستایش شمس الدین گوید

 

عشق تو صبر و قرارم از دل و جان برد

تو نه چنانی که از تو جان بتوان برد

با تو رهی یافت هر کجا که نشان جست

وز تو دلش دید هر بلا که گمان برد

چون ز تو گیرم کران که عشق میانت

[...]

۳۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱۱

 

بس که بر دیده ز دل قافله خون گذرد

تا یکی لحظه ز هجران تو بیرون گذرد

ای عجب تا به فراق انده عمرافزایی

که مرا بی‌تو شبی سالی افزون گذرد

به رخ روز نمایت شب من نتوان گفت

[...]

۲۹ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱۲ - در ستایش رکن الدین پادشاه سمرقند و بخارا پدر قلج طمغاج خان ابراهیم بن حسین گوید

 

بازم اقبال به این درگه اعلی آورد

باز بختم سوی این سُده والا آورد

ذره‌ای بودم اقبالم بر چرخ کشید

قطره‌ای بودم بختم سوی دریا آورد

گو مخور انده من دانش از این پس چو مرا

[...]

۳۵ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱۳

 

یا رب آن عهد کجا شد که دلم خرم بود

باره جور فلک بر دل من زاین کم بود

عمر شرمنده دلجویی شادی مانده

درد خجلت‌زده مرد می مرهم بود

روی جام می و لاله شد اگر پرخو شد

[...]

۲۳ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱۴

 

چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار

بر آب دیده و خون جگر گرفت قرار

مرا ز یار و ز کارش چه پرسی الحاصل

هزار گونه بلا و جفاست نامش یار

رهی چو سایه ره گشته صورت بی‌جان

[...]

۴۶ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱۵

 

سپهر دولت و رفعت دگر باره نمود اختر

عروس ملک و ملت رفت باز اندر زر و زیور

ز رای رفعت عالی امامت را محلی شد

که از وی رفعت آموزد فراز گنبد اخضر

پناه دوده برهان و صدر مشرق و مغرب

[...]

۴۶ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱۶ - در ستایش سیف الدین محمد بن عبدالعزیز گوید

 

ای نسیم سحری ای نفست جان‌پرور

اگر این بار مقرر شودت عزم سفر

پاره‌ای از فلک تاسع چون درگذری

حضرتی بیتی موسوم به صد فضل و هنر

شعف بنده بی‌چاره به آن سده رسان

[...]

۵۹ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱۷ - در ستایش سیف الدین گوید

 

هزار شکر خداوند را که بار دگر

طلوع کرد ز شرق آفتاب فضل و هنر

جهان مجد و شهنشاه شرع سیف الدین

که سیف‌وار زبان آور است گاه نظر

سپهرقدری، دریادلی که هیبت او

[...]

۴۴ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱۸ - در ستایش سیف الدین گوید

 

شراب حاضر و دلبر ندیم و من مخمور

چرا نشسته‌ام از عشرت و طرب مهجور

شراب لعل مروق بده پری‌رویا

که دیو رنج بلا حول باده گردد دور

سیار از آن لب چون لعل تا بیاسایم

[...]

۳۴ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱۹

 

نثار جان گرامی سزد در این تطهیر

که دل سرورفزای است و طبع لهوپذیر

گذشت آنکه دل از انده آمدی به فغان

نماند این که تن از محنت آمدی به نفیر

کنون نشاط کشیده است بر فلک رایت

[...]

۴۸ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۲۰

 

هرگز نبود که بخت پس از مدت دراز

آرد مرا به حضرت فرخنده تو باز

آن تکیه‌گاه ناز و هنر کآفتاب را

آید در آستانه تو در علو نیاز

ای مدحت تو مشکل حیرت‌فزای وهم

[...]

۳۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۸