گنجور

 
رضی‌الدین نیشابوری

عشق تو صبر و قرارم از دل و جان برد

تو نه چنانی که از تو جان بتوان برد

با تو رهی یافت هر کجا که نشان جست

وز تو دلش دید هر بلا که گمان برد

چون ز تو گیرم کران که عشق میانت

عمر چو من صد هزار کس به کران برد

عشق تو می‌داشت مر مرا به جهان در

آه که هم عشق تو مرا به جهان برد

در تن من خسته‌تر ز جمله دلی بود

وز همه تن طرفه‌تر که عشق همان برد

دل نه سر زلف توست گر چه شکسته است

حسن تو چون در زمین چنانش کشان برد

بر دل من رایگان اگرت زیانی است

راست کن از جان خسته بسته زیان برد

دل که در او شد نشان عشق تو پیدا

زاو نتوان بیش هیچ نشان برد

باد سحر چون نسیم تو به من آورد

فرقت تو گفت و افسون که جان برد

ایمنم از محنت تو خاصه که اکنون

دولتم اندر پناه صدر زمان برد

شمس دول مجد ملک امیر مقرب

آن که ز رفعت سبق ز چرخ کیان برد

مرجع اهل هنر که عمر عمروار

دره عدلش ز ظلم تاب و توان برد

بحری کز لفظ عذب خویش چو چشمه

آتش هر باطنی به آب دهان برد

دیده مرکب حسد نماید ران را

مرکب فرخنده را چو داغ به ران برد

بنده نوازا تویی که از در جودت

چرخ هر آن را که برد، اشک‌فشان برد

چرخ مرا بر درت به خدمتی آورد

بخت مرا در پناه تو به امان برد

دامن پر در چنانکه ابر برآید

جود توام راست بر سپهر چنان برد

از کرم و جود نزد ما خبری بود

دست تو ما را از آن خبر به عیان برد

جود تو در زر به باد دادن بی‌حد

دست به انصاف و حق ز فصل خزان برد

خلق کریم تو خاک خاک قدم شاه

لفظ شریف تو آب آب روان برد

از سخنان تو می‌کند نمک خوان

پیش خرد هر که از لطایف خوان برد

خاک قدم‌هات را به بنده خود ده

گرش بجوید سپهر گو که فلان برد

دشمن توست آن که تندباد خلافت

کشتی عمرش به سوی آب ستان برد

بهر شکار عدوی جغدوشت بود

حلقه زه هر که سوی زاغ کمان برد

بی‌کمر بندگیت هر که میان داشت

گردش گردون چنان زدش که میان برد

عدل تو بنشاند هر چه ظلم برافروخت

کلک تو بستد هر آنچه شیر ژیان برد

چون رمه ظلم دید شرزه عدلت

تا بره تن در دهد نخست شبان برد

چرخ ز سیم کف تو بار جواهر

زیر حجاب شب سیاه نهان برد

داد کفت کوه کوه هر چه به صد قرن

چشمه خورشید ذره ذره به کان برد

شعر رهی گشت تر ز بس که در اشعار

ذکر بحار سخای تو به زبان برد

در ره مدحت نماند غیر توقف

مرکب خاطر ز دست من چو عنان برد

کشته آب سخا و جود تو بادا

آتش آزی که بر سپهر دخان برد

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب