مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مادهتاریخها » شمارهٔ ۱
چون والد کمینه طواف مدینه کرد
محرم به حج شدیم و مناسک تمام شد
بار دگر چو بهره ز طوف رسول یافت
جان را فدا نمود و به دارالسلام شد
تاریخ جستم از خرد فیضبخش گفت
[...]
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مادهتاریخها » شمارهٔ ۲
پدر را پس از فوت دیدم به خواب
که میگفت با من بهشتی شدم
شمردم پس از خواب تاریخ بود
همان لحظه من هم (بهشتی شدم)
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مادهتاریخها » شمارهٔ ۳
چون که در سال هزار و شصت کرد
از سعادت در نجف بختم نزول
سر برون کردند از یک پیرهن
چون دو تن نوروز و مولود رسول
از پی تاریخ تا رفتم به فکر
[...]
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مادهتاریخها » شمارهٔ ۴
سالی که حج به مطلب دل کرده آمدیم
از مسجد الحرام سوی مسجد رسول
اقبال چون بلند و هدایت رفیق بود
کردیم باز در نجف و کربلا نزول
تاریخ جستم از خرد آسماننورد
[...]
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مادهتاریخها » شمارهٔ ۵
چون دل احرام طواف بوالحسن از کعبه بست
لطف حق شد همره و خضر هدایت پیشرو
چتر عزت بر سر و از پی دعای مستجاب
دولت و اقبال و توفیق و سعادت در جلو
نه زبان از شکر نعمت یک نفس بیکار بود
[...]
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مادهتاریخها » شمارهٔ ۶
قره العینی که احسان کرد دوست
همچو من او هم سگ درگاه اوست
بهر تاریخ تولد عقل گفت
(دولت دنیا و دین یابد ز دوست)
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مادهتاریخها » شمارهٔ ۷
فرزند عزیز من که چون من
در حفظ دوازده امام است
تاریخ تولد شریفش
(اللهُ حَفیظُهُ) تمام است
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مادهتاریخها » شمارهٔ ۸
چون از خبر آمدن لشکر روم
مردم همه دامن از تعیش چیدند
من مانده به حیرت که چنان حادثه را
با روز قیامتش همیسنجنیدند
کز غیب سروشی به نکوفالی گفت
[...]
