چون از خبر آمدن لشکر روم
مردم همه دامن از تعیش چیدند
من مانده به حیرت که چنان حادثه را
با روز قیامتش همیسنجنیدند
کز غیب سروشی به نکوفالی گفت
کن جمع دل خود که ز هم پاشیدند
ز اقبال صفی قوم به ادبار قرین
گامی ننهاده پیش وا گردیدند
تاریخ فنای رویگردانی چند
پرسیدم گفت (پشت گردانیدند)



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به خبر آمدن لشکر روم و واکنش مردم نسبت به آن میپردازد. مردم در وحشت از این خبر، زندگی و خوشیهای خود را کنار گذاشته و در نگرانی به سر میبرند. شاعر با تعجب به این وضعیت مینگرد و آن را با روز قیامت مقایسه میکند. در پاسخ به او، ندا میرسد که دلهای مردم به تفرقه افتاده است و با اشاره به ناامیدی و سرخوردگی قوم، به پشت کردن آنها به سرنوشت و تاریخ اشاره میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در خوشه مگر سر کشیئی می دیدند
دیدی که بعاقبت سرش ببریدند
هم پوست ازو به چوب بیرون کردند
هم بر سرش آسیا بگردانیدند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.