چون از خبر آمدن لشکر روم
مردم همه دامن از تعیش چیدند
من مانده به حیرت که چنان حادثه را
با روز قیامتش همیسنجنیدند
کز غیب سروشی به نکوفالی گفت
کن جمع دل خود که ز هم پاشیدند
ز اقبال صفی قوم به ادبار قرین
گامی ننهاده پیش وا گردیدند
تاریخ فنای رویگردانی چند
پرسیدم گفت (پشت گردانیدند)


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.