به اختیار زدم دل به زلف یار، گره
به کار خویش، فکندم به اختیار، گره
شمارهٔ گره زلف خود، به سبحه مکن
که صد گره چه کند در بر هزار گره
گره مزن سر زلف دو تا به یکدیگر
که هیچکس نزند ما ر را به مار، گره
ز ابروی عرق آلودهات گره بگشا
که خورده بر دم شمشیر آبدار، گره
به سایهٔ مژه ام پا منه، که میترسم
خدا نکرده خورد برگ گل به خار، گره
گره زدی سر زلف و، دلم ز ناله فتاد
فتد ز نغمه، چو افتد به سیم تار، گره
بسی دهان تو تنگ است در سخن گوئی
که در لبان تو، مو میخورد هزار گره
بسی به کار صبوحی گره زده زلفت
چو مفلسی زده بر سیم خوش عیار، گره
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و پیچیدگی زلف یارش اشاره میکند و از گرههای زلف او به عنوان نمادی از دشواریها و زیباییهای عشق سخن میگوید. او به سرنوشت خود میپردازد و میگوید که به اختیار دل خود را به این عشق گره زده است. از او میخواهد که گرههای زلفش را بیدلیل محاسبه نکند و از او میخواهد که به گرههای دیگران توجه نکند. همچنین، او ابراز نگرانی میکند که جراحتی را متحمل نشود و در نهایت بر تنگی دهن یار و زیبایی زلفش تأکید میکند. در کل، این شعر به زیبایی و پیچیدگی عشق و روابط انسانی میپردازد.
هوش مصنوعی: دل خود را به دست زلف معشوق سپردم و تمام مشکلات و سختیها را به او واگذار کردم.
هوش مصنوعی: به زلف خود زیاد پرداخته نشو، چرا که اگر صد گره هم باز کنی، در برابر هزار گره دیگر چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: موهای دو طرف را به هم گره نزن، زیرا هیچکس ما را به مار نمیچسباند.
هوش مصنوعی: از ابروی تو که تحت تأثیر عرق قرار گرفته، گرهای را باز کن، زیرا که این گره بر دم شمشیر آبدار افتاده است.
هوش مصنوعی: به گوشهٔ چشم من نزدیک نشو، چون میترسم که اگر برگ گل به خار برخورد کند، مشکلاتی پیش بیاید.
هوش مصنوعی: موهای تو را به هم گره زدهام و قلبم از نالهام به تنگ آمده است. وقتی نغمهام به سیم تار میافتد، این گره باز میشود.
هوش مصنوعی: سخن گفتن تو به اندازه کافی گشاده نیست، زیرا لبهای تو به قدری به هم فشردهاند که مثل هزار گره در هم پیچیدهاند.
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد در صبح زود در تلاشند تا زلف زیبا و پیچیده تو را به آرامی باز کنند، همانگونه که فردی بیپول و بیچاره سعی میکند تا به دنیای زیبا و مرفه نزدیک شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فکنده زلف تو در کار دل هزار گره
دگر مزن تو بر ابروی فتنه بار گره
گشای کاکل مشکین و کار دل بگشای
مزن به رشته ی عمر من ای نگار گره
نسیم باد صبا، تار زلف چین ترا
[...]
چو دست شانه گشاید ز زلف یار گره
به پای دل زند از غصه بیشمار گره
به غیر رشته زلفش که دل بدو بستم
کسی ندید، به یک رشته صد هزار گره
دمی برای خدا از جبین گره بگشای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.