رفت دلم همچو گوی، در خم چوگان دوست
وه که ز من برگرفت، رفت به قربان دوست
نی متصوّر مراست خوبتر از صورتش
ماه برآرد اگر سر ز گریبان دوست
بر سر سودای دوست گر برود سر ز دست
پای نخواهم کشید از سر میدان دوست
گر همه عالم شوند دشمن جان و تنش
دوست رها کی کند دست ز دامان دوست؟
پر شده پیمانهام گرچه ز خون جگر
بالله اگر بشکنم ساغر پیمان دوست
من نه به خود گشتهام فتنهٔ آن روی و موی
فتنهٔ جان و دل است نرگس فتّان دوست
گر به علاج دلم آمدهای ای طبیب
درد دلم را بجوی، چاره ز درمان دوست
شیخ بر ایمان من، طعنه اگر زد، چه باک
کافر شیخیم ما، لیک مسلمان دوست
ذره صفت تا به چرخ، رقصکنان میروم
گر دهدم پرتوی، مهر درخشان دوست
در ره عشقش دلا! پای منه جز به صدق
جادوی بابل برد دست ز دستان دوست
خلق جهانی اگر زار و پریشان شوند
شکر صبوحی که شد زار و پریشان دوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و بیپایان شاعر به دوست است. شاعر با تصاویری زیبا و شاعرانه بیان میکند که عشق او همچون گوی در میدان بازی است و هیچ چیز نمیتواند او را از این عشق دور کند. او از زیبایی دوست و تاثیر آن بر دل و جانش میگوید و تأکید میکند که حتی اگر تمام دنیا دشمن او شوند، عشق به دوست آسانی را برای او ممکن نمیسازد. شاعر همچنین به مشکلات و دردهایی که در این راه مواجه میشود اشاره میکند و از این میگوید که در جستجوی درمان درد دلش، تنها راهش یادآوری و پیوند با دوست است. در نهایت، عشق به دوست را با شکر و نعمت مقایسه میکند و میگوید که حتی در سختیها، محبت دوست همیشه روشن کننده راهش خواهد بود.
هوش مصنوعی: دل من همچون گوی در بازی چوگان به سمت معشوق حرکت کرد و افسوس که معشوق آن را از من گرفت و به قربانگاه خود برد.
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتواند به شهد شیرین عشق من نسبت به او برتری داشته باشد، حتی اگر زیبایی او چون ماه از پرده بیرون آید.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر عشق دوست، جانم نیز در خطر باشد، از میدان عشق پشت نخواهم کشید و از آنجا دور نخواهم شد.
هوش مصنوعی: اگر تمام دنیا دشمن شوند و جان و تن او را بپسندند، آیا او میتواند دست از دامان دوست خود بردارد؟
هوش مصنوعی: پیمانهام پر شده از رنج و درد، اما اگر بخواهم پیمان دوستی را بشکنم، مطمئناً این کار را خواهم کرد.
هوش مصنوعی: من به خاطر زیباییهای ظاهری کسی هیجانزده نشدهام، بلکه آنچه مرا به خود جذب میکند، جذابیت عمیق و روحانی اوست که دل و جانم را درگیر کرده است. نرگس به عنوان نماد زیبایی در این شعر به عشق و فریبندگی محبوب اشاره دارد.
هوش مصنوعی: اگر برای درمان دلم آمدهای ای پزشک، درد دلم را جستجو کن و راه چاره را از دوست بیاب.
هوش مصنوعی: اگر شیخ به ایمان من خرده بگیرد، اشکالی ندارد؛ ما کافریم و او را به رسمیت نمیشناسیم، اما دوستی مسلمان داریم.
هوش مصنوعی: من به مانند ذرهای کوچیک، در حالی که در فضا رقص به راه انداختهام، به سمت آسمان میروم. اگر نوری از عشق و دوستی دوست عزیزم به من تابیده شود، میدرخشم و زیبا میشوم.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق او، ای دل! پای خود را جز با صداقت به کار نبر؛ دست از دستان محبوب خود نکش.
هوش مصنوعی: اگر دنیا و مردمش در سختی و بیقراری باشند، باز هم شکرگزاری برای خوشحالی و زیباییای که در حضور دوست حاصل شده، باید ادامه داشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شیخ اسمعیل تاج الواعظین آنکسکه بود
بلبل آسا نغمه زن یکعمر در بستان دوست
عشق بی پایان اوبا دوست محکم بود و شد
شامل او در دو عالم لطف بیپایان دوست
نازم آن ثابت قدم عاشق که تیغ مرگ هم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.