گنجور

غزل شمارهٔ ۷۱ - خدا حافظ

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

به تودیع توجان میخواهد از تن شد جدا حافظ

به جان کندن وداعت می کنم حافظ خداحافظ

ثنا خوان توام تا زنده ام اما یقین دارم

که حق چون تو استادی نخواهد شد ادا حافظ

من از اول که با خوناب اشک دل وضو کردم

نماز عشق را هم با تو کردم اقتدا حافظ

تو صاحب خرمنی و من گدایی خوشه چین اما

به انعام تو شایستن نه حد هر گدا حافظ

بروی سنگ قبر تو نهادم سینه ای سنگین

دو دل با هم سخن گفتند بی صوت و صدا حافظ

در اینجا جامه شوقی قبا کردن نه درویشی است

تهی کن خرقه ام از تن که جان باید فدا حافظ

تو عشق پاکی و پیوند حسن جاودان داری

نه حسنت انتها دارد نه عشقت ابتدا حافظ

مگر دل می‌کنم از تو بیا مهمان به راه انداز

که با حسرت وداعت می کنم حافظ خداحافظ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهدی خاتمی نوشته:

بیا مهمان به راه انداز dar byte akhar sahih mibashad

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

👆⚐

nima نوشته:

سخن را گر همه یک جمله دستوری انگاریم
تو و سعدی خبر بودید و باقی مبتدا حافظ

👆⚐

محمد حسین عمومی.قم نوشته:

این شعر برای مشاعره عالی است.با تشکر

👆⚐

تاوتک نوشته:

آقای عمومی من هم کاملا موافقم ۸بیتی که همه به حرف دشوار ظ ختم میشوند و شروع ابیات ۶حرف پر کاربرد است

👆⚐

فاطمه نوشته:

سلام
من نسخه ی خطی این غزل را در دست دارم و بیت ،
سخن را گرهمه یک جمله ی دستوری انگاریم
تو وسعدی خبربودید و باقی مبتدا حافظ
را جا انداخته اید
با تشکر

👆⚐

علی نوشته:

سخن را گرهمه یک جمله ی دستوری انگاریم
تو وسعدی خبربودید و باقی مبتدا حافظ

لطفا اینو اضافه کنید

👆⚐

حسین نوشته:

بسیار زیبا وپر سوز

👆⚐

بابک نوشته:

سلام.یه سوال دارم درباره ی مشاعره.
توی مشاعره،بیت جدید حتما باید با آخرین حرف بیت قبلی شروع بشه یا با حروف همصدا با اون هم میشه؟؟
مثلا اگر بیت قبلی با ظ تموم بشه ،بیت بعدی میتونه با ز ،ذ یا ض هم شروع بشه یا نه؟؟

👆⚐

س م نوشته:

بابک جان
در مشاعره ی تک بیتی بیت جواب با حرف آخر بیت قبلی شروع میشود
ولی در مشاعره ی موضوعی اینطور نیست

👆⚐

علی نوشته:

اینکه شهریار از تخلص خودش در بیت آخر حرفی نزده یک نوع فروتنی و شکسته نفسی است . در مقابل حافظ همچون شاگرد رفتار کرده

👆⚐

امید نوشته:

چرا تو هر سایتی که می رم این شعر کم و زیاد می شه؟ مثلاٌ:
emortazavi.blogfa.com/post-44.aspx

👆⚐

کریم انبوهی نوشته:

یادم میاد موقعی که مرحوم شهریار به مرض موت در بیمارستان بستری بودند این غزل را یکی از شعرای جوان آذری بر وی می خواندند و آن مرحوم هم تکرار می کردند.

👆⚐

سیدمحمد جواد فاضلیان نوشته:

هم از چاهم برآوری و هم راهم نشان دادی.
که هم حبل المتین بودی و هم نورالهدی حافظ.
جا افتاده و بیت سوم است.

👆⚐

حامد نوشته:

این غزل با تمام ابیاتش به این صورت هست.
به تودیع تو جان میخواهد از تن شد جدا ، حافظ

به جان کندن وداعت میکنم حافظ ، خداحافظ

ثناخوان توام تا زنده ام ، اما یقین دارم

که حق چون تو استادی نخواهد شد ادا، حافظ

من از اول که با خوناب اشک دل وضو کردم

نماز عشق راهم باتو کردم اقتدا ، حافظ

هم از چاهم دراوردی ، و هم راهم نشان دادی

که هم حبل المتین بودی و هم نورالهدی ، حافظ

تو صاحب خرمنی و من گدائی خوشه چین اما

به انعام تو شایستن نه حد هر گدا حافظ

به شعری کز تو در آغاز فصل کودکی خواندم

به گوش جان هنوزم از خدا آید ندا حافظ

به روی سنگ قبر تو نهادم سینه ای سنگین

دو دل باهم سخن گفتند بی صوت و صدا حافظ

در اینجا جامه شوقی قبا کردن نه درویشی ست

تهی کن خرقه ام از تن که جان باید فدا حافظ

تو عشق پاکی و پیوند حسن جاودان داری

نه حسنت انتها دارد نه عشقت ابتدا حافظ

سخن را گر همه یک جمله دستوری انگاریم

تو و سعدی خبر بودید و باقی مبتدا حافظ

هر آنکو زنگ غم دارد بدل از غمزه خوبان

تو بزدائی غمش از دل بسازی غمزدا حافظ

مگو دل میکنم از تو ، بیا مهمان براه انداز

که با حسرت وداعت میکنم حافظ ، خداحافظ

👆⚐

پیشنهاد تصاویر مرتبط