ای اختیار دین و سخا اختیار تو
تو افتخار خلق و به خود افتخار تو
حاصل شود مراد دو عالم به یک نظر
آن را که دید طلعت تو روز بار تو
ایزد گواست بر من و بر اعتقاد من
کز اعتقاد پاک منم دوستدار تو
پیوسته مدح گویم و دایم ثنا کنم
بر دست مال بخش و دل بردبار تو
روشن مباد دیده و شادان مباد دل
آن را که شاد نیست از او روزگار تو
نام مرا قرار ده اندر شمار خویش
تا می رود زمان و زمین برقرار تو
کایمن زید به عالم و نندیشد از فلک
آن کس که هست نام وی اندر شمار تو
بر موجب اشارت و فرمان همی روم
آنجا که هست خدمت و فرمان و کار تو
گر هست بر دل تو غباری ز کار من
آورده ام دعا و تضرع نثار تو
خشنود شو زمن که ندارد سپهر و کوه
اندازه تحمل بار غبار تو
آنجا زنم نفس که بود اتفاق تو
وآنجا نهم قدم که بود اختیار تو
برگردنم ز عفو و رضا منتی بنه
تا من شوم به شکر و دعا وامدار تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از جایگاه و بزرگی معشوق صحبت میکند و او را منبع افتخار و نعمتهای بیپایان میداند. شاعر به ستایش معشوق میپردازد و او را دلیل آرامش و خوشحالی خود معرفی میکند. همچنین از معشوق میخواهد که نام او را در زمره خود قرار دهد و به او نظر کند. شاعر تاکید میکند که در تمام کارها، پیرو فرمان و راه معشوق است و از او خواستار عفو و بخشش میشود تا بتواند شکرگزار آنها باشد. به طور کلی، این شعر بیانگر عشق و ارادت عمیق شاعر به معشوق و تمایل او برای نزدیکی بیشتر به اوست.
هوش مصنوعی: ای کسی که دین و generosity در دستان توست، تو به خود میبالید و باعث افتخار دیگران هستی.
هوش مصنوعی: اگر کسی یک نگاه به چهرهی تو بیندازد، میتواند به آرزوهای دو جهان در یک لحظه دست پیدا کند، چون نور چهرهی تو، مانند روزی روشن و پر برکت است.
هوش مصنوعی: خداوند گواه است بر من و ایمان من که من از روی اعتقاد خالص به تو عشق می ورزم.
هوش مصنوعی: همیشه درباره تو ستایش میکنم و همیشه تو را به خاطر بخشش و خویشتنداریات تحسین میکنم.
هوش مصنوعی: چشمانت همیشه روشن نباشد و دل تو شاد نباشد، برای کسی که شاد نیست، از روزگار تو خبری نیست.
هوش مصنوعی: اسم مرا در جمع خودت بیاور تا زمانی که زمان و زمین ادامه دارند.
هوش مصنوعی: ای کسی که در عالم به وجود آمدهای و از سرنوشت و تقدیر نمیاندیشی، آن کس که نامش در شمار توست، همچنان در آسمانهاست.
هوش مصنوعی: به دلیل اشاره و دستوری که از تو دریافت کردهام، به جایی میروم که در آنجا خدمت به تو و انجام کارهای تو وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر بر دل تو افسوس و غمی از کارهای من نشسته باشد، من برای تو دعا و زاری کردهام.
هوش مصنوعی: از من راضی باش، زیرا آسمان و کوه نمیتوانند وزن غبار تو را تحمل کنند.
هوش مصنوعی: من جایی نفس میکشم که حضور تو باشد و قدم میزنم در جایی که اراده تو برقرار گردد.
هوش مصنوعی: بر گردن من، لطف و رحمتت را نهاد کن تا من بتوانم با شکرگزاری و دعا، بدهی خود را نسبت به تو ادا کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شهریار یار تو بس کردگار تو
اندیشه نیست گر نبود خلق یار تو
تو دستگیر خلقی واو دستگیر تو
تو گوش دار خلقی و او گوش دار تو
ایزد ترا ز خلق جهان اختیار کرد
[...]
ای اختیار عالم در اختیار تو
وی پیشوای ملک و ملک پیشکار تو
بر آسمان دولت قطب کفایتی
بسته مدار مملکت اندر قرار تو
خورشید گشت همت گردون فروز تو
[...]
ای روزگار ساخته آموزگار تو
روز جهان برآمده در روزگار تو
تو شهریار و خسرو خلق زمانهای
واندر زمانه نیست کسی شهریار تو
کار زمانه ساخته کردی به عدل خویش
[...]
ای آنکه از کمال تو در روزگار تو
همچون بهشت گشته بلاد و دیار تو
انصاف کی بود که کشد جور روزگار
مداح پایگاه تو در روزگار تو ؟
بازی کزو شکار تو مرغی بود حقیر
[...]
گر باده می خورم به سر من خمار تو
ور در چمن روم به دلم خارخار تو
خون شد ز نالشم جگر سنگ و همچنان
با سنگ خویشتن دل با استوار تو
از دیدن تو مست و خرابم تمام روز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.