گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

آفتابی تو و ما سایهٔ تو

احولست آنکه یکی را به دو دید

روی او نور هم از روی تو یافت

چشم تو سرمه به چشم تو کشید

این چنین خوش سخن مستانه

در خرابات که گفت و که شنید