چشم مستش گوشه ای از ما گرفت
گوئیا از ما عنایت وا گرفت
عارفانه خلوتی خالی گزید
کنج خلوتخانهٔ تنها گرفت
دل ز هجرش گر بنالد گو بنال
دیگران را کی بود بر ما گرفت
بر امید وصل او جان عزیز
رفت و بر خاک درش مأوا گرفت
آب چشم ما به هر سو شد روان
سو به سوی ما همه دریا گرفت
در بلای عشق او افتاد دل
زان بلا این کار ما بالا گرفت
نعمة الله رفت از عالم ولی
درگه یکتای بی همتا گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دلدادگی و بیتابی خود در فراق محبوب سخن میگوید. او با بیان احساساتش، به تأثیر عمیق نگاهی از جانب محبوبش اشاره میکند که قلبش را به تسخیر درآورده است. شاعر تنها در خلوتش به درد دل میپردازد و از غم جدایی مینالد. او به خاطر عشقش در رنج است و این عشق را همچون بلایی سنگین بر دوش میکشد. در نهایت، با اشاره به از دست دادن نعمت الهی، به عظمت و یکتایی محبوبش پی میبرد.
هوش مصنوعی: چشم زیبای او در یک لحظه توجهی از ما جلب کرد، گویی از ما رحمتی به سرقت برد.
هوش مصنوعی: شخصی عارف به گوشهای خلوت و آرام پناه برد و در تنهایی خود به تفکر و contemplation پرداخت.
هوش مصنوعی: اگر دل از دوری او شکایت کند، بگذار دیگران نیز شکایت کنند، چه کسی در این حال به ما توجهی خواهد کرد؟
هوش مصنوعی: روح نازنینش با امید رسیدن به وصال محبوب پر کشید و در کنار درگاه او سکونت گزید.
هوش مصنوعی: چشمهای ما از گریه پر شده و اشکهایمان به هر طرف سرازیر شده است، در حالی که همه جا به سمت ما دریایی از غم و ناراحتی ایجاد شده است.
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر عشق او گرفتار بلایی شد که این وضعیت به ما رسید.
هوش مصنوعی: نعمت خدا از دنیا رفته است، اما درگاه یکتای بیهمتا همچنان باقی مانده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
علم معنی عالم جانها گرفت
علم صورت در زمین مأوی گرفت
زو پری و دیو ساحلها گرفت
هر یکی در جای پنهان جا گرفت
فتنه از بالای تو بالا گرفت
شهر از آن رفتار خوش غوغا گرفت
صانع از روی تو شمعی برفروخت
آتشی زان شمع در دلها گرفت
زلف مشکین تو بر هم زد صبا
[...]
کار بالای تو تا بالا گرفت
در همه دلها خیالت جا گرفت
هر که رفتار تو دید از بیم جان
هم ترا بهر شفاعت پا گرفت
تا نمی دیدم بلای جان ترا
[...]
از سر زلفش دلم سودا گرفت
وز دو لعلش آتشی در ما گرفت
قامت آن سرو آزاد از چه روی
سایه ی لطف از سر ما واگرفت
چون بدیدم قامتش را در زمان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.