گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

دُرد دردش دوای جان منست

خوش دوائی برای جان منست

جان من تاگدای حضرت اوست

شاه عالم گدای جان منست

آن هوائی که روح می بخشد

نفسی از هوای جان منست

بحر ما را کرانه پیدا نیست

انتها انتهای جان من است

من ز خود فانی و به او باقی

این بقا از فنای جان منست

به جفا رو نپیچم از در او

جاودان این وفای جان منست

دل به غیرش اگر کند میلی

نزد سید بلای جان منست

 
حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.